Machine transcription
جلد اول ٦٢٤ کتاب ادب
التجارة بلغت نصابا او لا سواء كان عليه دين مستغرق لها اولا فارضا
به دينه لزمه ان يتصدق بعده بقدره (بحر رائق) کوید که گفت کمال سرطآن
چیزیکه مالک باشم در وجه مسکینان صدقه باشد پس اینقول او واقع میشود بر ما لیکه زکوة در ان وا
جب شود بمطلق ذکر کرد مصنف رح مال زکوة را پس شامل شد تمامی جنسهای آنرا ماننذ چهار پایان
چرنده و سیم و زر سرخ و رختهای بازرگانی خواه آن مالها بقدر نصاب رسیده باشند یا نرسیده
باشند و برابر ست اینکه بران صدقه کننده دین باشد یا نباشد پس اگر ادا کرد آنمال دین خود را
لازم میشود او را که بعد از ان صدقه کند باندازه آنرا وتدخل فيه الارض العشرية وهداية
فيجب التصدق بها (فتح القدير وعند ابو يوسف (هدايه) وروى ذلك عن ابي حنيفة رح
(فتح القدير) وعند محمد لا تدخل (هدايه) وهو قول ابي حنيفة رح (كفايه )
ولا تدخل ارض الخراج بالاجماع (هدايه) و داخل میشود در همین قول صدقه
کننده که گفته باشد که مال من یا آن چیزیکه مالک باشم صدقه باشد زمین عشری پس واجب
میشود بر او صدقه کردن آنزمین عشری نزد امام ابو یوسف رح و روایت کرده شده است
این قول امام ابویوسف رح از امام ابوحنیفه رح و نزد امام محمد رح داخل نمیشود زمین عشری
درین قول او و این قول امام ابوحنیفه رحمة الله علیه و زمین خراجی داخل نمیشود درین قول
او باتفاق امامان ما رحمهم الله تعالی فان لم يجد الا ذلك امسك منه قوته فاذالک
تصدق بما اخذ ولم يقدر بشئ لاختلاف احوال الناس (وقايه) بمسك
اهل كل صنعة قدر ما يكفيه الى ان يتجدد له شئ (بحر رائق) پس اگر آن صدقه کننده نیابت
یعنی نداشت مگر آن مالیکه زکوة در آن واجب میشود نگاه کند ازان مقدار قوت خود را یعنی نیقدر
که خوراکه او و عیال او باشد نگاه بدارد و باقی را صدقه کند پس وقتی که مالک دیگر مال شد صدقه
کند
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
