Machine transcription
جلد اول
کتاب ادب القاضی
کرده میشود در اینجا وقتی که پیوست کرده باشد دعوای ناسره بودن را با قرار خود با تفاق
امام وصاحبین رحمهم الله تعالی ولو قال غصبت الفا اوا و دعنى الفا الا انه زيوف صدق
وان فصل ربحوا) واگر شخصی گفت که غصب کرده ام هزار درهم را از فلان یا گفت که
امانت نهاده است فلان نزد من هزار درم را مگر بدرستی که آن درمها ناسره است راستگوی
کرده میشود در دعوای ناسره بودن آن درمها اگر چه جدا کرده باشد دعوای ناسره
بودن را از اقرار خود که اقرار بغصب و امانت است ولو قال في الغصب والوديعة
الا انها رصاص وستوقة صدق اذا وصل یعنى) و اگر در صورت اقرار بغصب و امانت
گفت که مگر بدر ستیکه آن درمها قلعی بود یا ستوقه بود یعنی زیر و بالای آن نقره ومیانت
آن مس نیز راستگوی کرده میشود در دعوای قلعی وستوقه اگر پیوست کرده باشد
این دعوای قلعی وستوقه را با قرار اول خود ولو قال على كر حنطة من ثمن مبيع
قرض الا انه ودى فالقول له وليس هـذا كـدعوى الرداءة (بحر)
و اگر شخصی گفت که بر من یک خروار گندم فلانیست از جهت بهای چیزی فروخته شده
یا از سبب قرضی مگر بدر ستیکه آن گندم ناسره بود پس قول معتبر مرآن اقرار کننده است
در دعوای ناسره بودن آن گندم و نیست این دعوای او مانند دعوای ناسره
درم تا قول او معتبر نشود اقر بقرض عشرة اطلس او ثمن مبيع ثم ادعى انها كاسدة لا يصدق
وان وصل وكذ قوله على عشرة ستوقة من قرض او ثمن المبيع (بحر)
شخصی اقرار کرد بقرض گرفتن ده پل یا اقرار کرد بگرفتن بهای چیز فروخته شده آزان دعوی کرد
که آن ده پلیا آن درم که بهای چیز فروخته شده بود رواج نداشت راستگوی کرده نمیشود
در دعوای رواج نداشتن اگر چه پیوست کرده باشد دعوای رواج نداشتن
ملاحظه
صحیح است
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
