Machine transcription
جلد اول
۵۴۴
كتاب القاص
خود مردی بر برضای ان امر بخشنده بود و اگر دخرنده آن غلام را بر فروشنده بسبب گذرانیدن
شاهدان بر فروشنده یا بسبب اقرار کردن فروشنده بان عیب یا بسبب منع آوردن فروشنده
از سوكند نمودن این حکم محکوم روا میشود بر سر بخشنده و این قول ظاهر است و اگر حکم گرفتن ایشان
بدون رضای سر بخشنده بود و رد كرد آن غلام را ببعض آن سببها یکه ذكر كردیم یعنی رد كرد او را
بگذرانیدن شاهدان بر فروشنده یا با قرار كردن او بان عیب یا منع آوردن او از شود
نمودن پس همچنین حكم است یعنی حكم محکوم به رد كردن غلام بر امر کننده رواست همچنین آورده
در کتاب محیط حكما رجلا ما دام في مجلسه فقالاله بحكم بيننا وقلا حكمت المحكم ينفذ ما دلم نجليه
ولا يصد بعدما عالم عليه محكم كردانیدند مدعی مدعی علیه مردی را تا زمانی که آن محکوم در مجلس خود باشد
پس گفتند مدعی و مدعی علیه که تو حکم نکرده میان ما و محكم گفت که حکم کرده ام میان شما پس آن
حکم رواست تو هی کرده میشود تا زمانی که در مجلس خود باشد و راستگوی کرده نمیشود بعد ازان اقام
احدهما البينة على الحكم انه حكم له ولم يجمد يقبل بينته (عالمگیری) شاهدان گذرانید
یکی از مدعی و مدعی علیه بر محكم كه بدرستی که حکم کرده است این حکم برای من در حال آنكه محكم منكر بود ارام
کردن خود قبول میشود شاهدان او شهد شاهدان ان الحكم قضى لفلان على فلان
بالف و شهد اخران ان الحکم ابراه من الالف المدعاة والحكم غائب او حاضر
يقر و ينكر نقض بالبراءة عالمگیری، گواهی دادند دو شاهد که بدرستیکه فلان محكم حكم كرده است
برای فلان بر فلان بهزار درم و گواهی دادند دو شاهد دیگر که بدرستیکه آن محکم خلاص کردانیده
آن فلان را ازان هزار درم و حال آنکه آن محكم غایب بود و یا حاضر بوده قرار میکرد بات
خلاص كردن یا انکار میکرد حکم کرده میشود بخلاصی آن فلان ازان هزار درم ولو كانت
الخصومة فى دار فشهد شاهدان ن الحكم قد قضى بها هذا وشهد
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
