Machine transcription
جلد اول ۵۱۲ کتاب ادب القاضی
ووضع الثمن على يدی عدل فان زكت البينة مضى بالثمن للمشترى وامر العدل
بدفع الثمن الى المشترى وان لم يزك البينة سلمه القاضي ذلك الثمن
الذي على يدى العدل الى البايع عالمگیری روایت کرده است عمر و ابن ابی عمر و را از امام محمد برحمه الله
خرید از دیگر می بابی را و یا گوشت تازه را و یا میوه را و یا با نقا نهارا از ان چیز را نیه بزودی تباه میشوند
پس از ان فروشنده منکر شد از ان فروختن و گذرانید خریده بران خریدن خود دو شاهد را
یا یک شاهد را و محتاج شد قاضی باینکه بهر دو حال شاهد انرا از تزکیه کننده پس آن فروشنده گفت
که این چیز تباه میشود اگر گذاشته شود تا زمانه که ترکیه شاهدان شود گفته امام محمد رحمه که اگر شاهد می داده بود
برای مدعی یکشاهد و گفت آن مدعی که شاهد دیگر من حاضر است مهلت داده شود مدعی را در شاهد
دادن آن شاهد دیگر تا زمانیکه بیم تباه شدن بر انچیز نباشد پس اگر حاضر کرد مدعی آن شاهد دیگر خود را پس
مدعا حاصل شد بوجه نیکو و اگر حاضر نکرد آن شاهد دیگر خود را پس رها می کند قاضی میان انچیز و فروشنده
یعنی انچیز را بدست آن فروشنده بگذارد و منع کند قاضی خریده را از تعرض کردن با آن فروشنده
و اگر چنین بود که آن خرنده گذرانیده بود هر دو شاهد خود را امر کند قاضی آن فروشنده را بدادن
آن چیز یخرنده اگر هم تباه شدن بود بر آن چیز پس اگر خرنده قبض کرد آن چیز را بگیرد آن را قاضی اکثر
شخص امینی را بفروختن انجیر قبض کند بهای آنرا و بند آن بها را بدست شخص عادل پس اگر ترکیه داده
شدند آن شاهدان حکم کند قاضی بآن بها برای خرنده و امر کند الشخص عادل را بدادن آن بها
بر خریده را و اگر تزکیه کرده نشدند پرد قاضی آن بهائی را که بدست آن شخص عادل است بفروشنده
ذکر شیخ الاسلام خواهی داده و حاد اكان للمدعی به منقولا و طلب المدعى من القام
ان يضعه على يدى عدل فليم يكتف باعطاء المدعى عليه كفيلا بنفسه وبنفس
المدعى به فانكان عدله فالقاضی لا يجيبه وانكان فاسقـا اجابه كذا في المحيط
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
