Machine transcription
جلد اول
٥٠٤
كتاب ادب القاضي
الى اعطاء الكفيل حيث يجبر عليه وان لم يجد المدعى عليه كفيلاً فالقاضي يقول للمدعى اليك
المدعى عليه والعبد (عالمگيرى) غلامی در دست مردی بود دعوی کرد آن غلام را مرد
دیگر که بدرستیکه این غلام از منست و گذرانید بر دعوی خود دو شاهدی را که قاضی نمی شناخت
ایشانرا بعادل بودن و نا عادل بودن گرفته نشود آن غلام از دست مدعی علیه لیکن قاضی
از مدعی علیه ضامن بگیرد بحاضر کردن سر مدعی علیه و بحاضر کردن سر آن غلام بعد از ان امر کند
مدعی علیه را که آن ضامن او وکیل بگرداند بخصومت کردن تا اینکه اگر غایب شد مدعی علیه قادر شود
آن ضامن بحاضر کردن او پس مدعی دعوی کند بر آن ضامن و حکم کند قاضی بر آن ضامن لیکن اگر منع کرد
مدعی علیه از وکیل گردانیدان آن ضامن را پس قاضی جبر نکند بر مدعی علیه بخلاف اینکه اگر مدعی علیه
از ضامن دادن جبر کند قاضی و مبادا آن ضامن را اگر مدعی علیه نمی یافت ضامن را پس قاضی بگوید مدعی را
که لازم باش با مدعی علیه و آن غلام وان كان للمدعى لا يقدر على ذلك وكان المدعى يتخوف على
ما في يده بالاتلاف فرأى القاضي ان يضعه على يدى عدل يضعه وكذالك اذا كان
للمدعى عليه فاسقا معروفاً بالفجور مع الغلمان فالقاضى يضعه على يدى عدل
لكن هذا لا يختص بالدعوى والبينة بل في كل موضع كان صاحب الغلام معروفا
بالفجور مع الغلمان يخرجه القاضى من يده ويضعه على يدى عدل بطريق الامر
بالمعروف والنهي عن المنكر ثم اذا وضعه على يدى عدل أمرة أن يكتب وينفق
على نفسه اذا كان قادرا على الكسب ولم يذكر مثل هذا في الامة لانها عاجزة عن
الكسب عادة حتى لوكانت قادرة على الكسب بان كانت غسالة معروفة
بذلك او خبازة تؤمر بذلك ايضا ولو كان العبد عاجزا عن الكسب لمرضه اولصغره
يؤمر المدعى عليه بالنفقة فاذا الا فرق بين العبد والامة (عالمكيري)
علامہ بر حاشی
عالمگیری الکبیر
فایده
اگر مدعی علیه یا صاحب غلام
مشهور بود بفسق کردن با غلامان
امر د بنهد قاضی را نزد شخص
عادل
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
