Machine transcription
جلد اول
۴۹۴
كتاب اول مقاضی
پس آن ہزار درم قرض است بر قبض کنند آن تا انتقال ضامن است بآن نداد کو منھاد ضعت
في جھازها ابنتها اشياء من امتعة الاب و هو ساكت فليس له الاسترداد ولم
تضمن الام ومنها باع جارية وعليها حلى وقرطان ولم يشترط ذلك للمشترى
لكن سلمه المشترى الجارية وذهب بها والبايع ساكت كان سكوته بمنزلة
التسليم فكان الحلى لها كذا فى الظهيرية (اشباه و نظایر) بعضی از ان مسلمهای شمرده
شدہ است که زنی در اسباب عروسی دختر خود را داد چیزهای را از متاعهای پدر آن دختر و حال انکه
آن پدرا و سکوت کننده بود پس نیست مرآن پدر او را واپس گرفتن آن متاعها و این سکوت کرزش منها
میشود از طرف او و ضامن نمی با دان دار میشود مادر آن دختر برای پدر او و بعضی از ان مسلمهای شمرده
این است که شخصی فروخت کنیز را و بر ان کنیز زیورها و دو گوشواره بود و آن فروشنده شرط نکرده بود
در وقت فروختن آنها را برای خرنده لیکن سپرد آن کنیز را بخرنده و خرنده برد آن کنیز را و حال انکه
آن فروشندہ سکوت کنندہ بود میشود این سکوت کرنش بمنزله سپردن آن زیورها بآن کنیز پس میشود آن زیورها
مر آن کنیز را همچنین ذکر شده است در فتاوای ظہیریہ ومنها القراة على الشيخ وهو ساكت فانها
منزلة نطقه فى الاصح ومنها سكوت المدعى عليه ولا عذر به انكار وقيل لاو
يحبس وهى فى قضاء الخلاصة ومنها سكوت المزكى عند سواله عن الشاهد
تعديل (اشباه و نظایر) مخالف لما فى غاية البيان من ان عرفه بالفسق لم يصرح
بل يسكت حتراذا عن هتك الستر ويكتب والله اعلم قال ابو نصررح كان سكوته
منه طعنا فى الشهادة (منحة الخالق) ومنها سكوت الراهن عند قبض المرتهن العين
المرهونة اذن كما فى القنية (اشباه و نظایر) بعضی از مسلمهای شمرده شده این است که حدیث
خواندن نزد شیخ خود و حال انکه شیخ او سکوت کننده باشد استادہ میشود این سکوت کرش
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
