Machine transcription
جلد اول
۴۸۸
کتاب ادب القاضی
پس سکوت کردن او درین صورمها اقرار نمیشود از طرف آن غلام بغلام بودن خود ومنها اذا حلف
لا يترك فلانا فی داره و فلان نازل فی داره فسکت الحالف حنث فی یمینه تصریح
الاذن ولو قال له اخرج منها فابی ان یخرج فسکت لا یحنث (فصول عمادی)
و بعضی ازان مسئلهای شمرده شده این است که اگر سوگند خورد شخصی که نمیگذارم فلانا را در سرای خودش
اینکه آن فلان فرود آینده و سکونت کننده بود در سرای آن سوگند کننده پس سکوت کرد آن شو
سنت
کننده حانث میشود در سوگند کردن خود مانندیکه حانث میشود بصریح اذن کردن برای آنفلان سکو
کردن در سرای او و اگر سوگند کننده گفت مران فلانا را که برای ازین سرای و او منع آورد
ازینکه برآید پس سکوت کرد آن سوگند کننده درینصورت حانث نمیشود آن سوگند کننده
ومنها المرأة ولدت ولدا فلهنا الناس زوجها بالولد فسکت لزمه وليس له ان
ینفيه وصار کالا قرار به ومنها ام الولد اذا ولدت ولدا فسکت المولی حتی مضی
يومها او یومان لزمه الولد ولا يملك نفيه بعد ذالك فصول عمادی) و بعضی ازان
مسئلهای شمرده شده این است که زنی زادولدی را پس مبارکبادی دادند مردم شوهر آنزن را با
ولد پس او سکوت کرولازم میشود آن ولد بران شوهر و وصیت مرارا اینکه نی کند آن ولدر انی
قول نمیشود اینکه بگوید که ای ول از من نیست میکرده آن سکوت کردن و مانند اقرار کردن بآن ولد
و بعضی ازان مسئلهای شمرده شده این است که ام ولد : شخصی دفینگز زاد ولدی را پس کوی
خواجه آن ام ولده ناگذشت یکروز یا دو روز لازم میشود آن خواجه را آن ولد یعنی نسبت آن ولداز
ان ام ولده ثابت میشود و مالک نمیشود خواجه آن ام ولده نفی کردن آن ولدر ابعد از سکوت کردن خود
ومنها السكون بعد البيع يكون رضى بالعيب يريد به رجل قال لاخر هذا العین
مجیب فسمع قوله مجیب واقدم مع ذلك على شرائه کان هذا رضی بالعيب
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
