Machine transcription
جلد اول
۴۸۴
کتاب ادب القاضی
وخلاص کردن اورارد میشود بردکردنش ومنها الاقرار اذاسکت المقرله صح کا قرار ویردبترد
برده رافصل حمایه بعضی از ان مسلمهای شمرده شده اقرار کردن شخصی است بحق کسی وقتیکه سکوت کند
انشخصی که اقرار برای او شده صحیح میشود آن اقرار وردکرده نمیشود آن اقرار بردکردن اشخضیکه براشی
اقرار کرده شده است ومنها اذا وكل رجلا بشئ فسكت الوكيل وباشر ذلك الفعل مجهبرد
یرده حتى لو وكل رجلا يبيع عبده فلم يقبل ولم يرد فذهب وباع جاز ويكون قبولا
للوكالة وكذالوا وصى الى رجل فلم يقبل ولم يرد في حيوة الموصى فلما
مات الموصى باع الوصى بعض متاع الموصى اوتقاضى دينه فهو قبول
للوصاية هذه الجملة في شروط ظهير الدين المرغيناني رح (فصول عمادي)
و بعضی از ان مسلمهای شمرده شده این است که اگر شخصی وکیل کرد مردیرا بیچیری پس سکوت کرد
انوکیل و کرد آن کار بر آنکه را وکیل کرده بود بآن کار صحیح میشود وکیل بودن او ورد میشود بکیل شدن ببردکرون
و قبول ناکردن کی با آنکه اگر شخص تکمیل کرد مردیرا بفروختن غلام خود پس قبول نکرد وکیل بودن او را
ونرد کرد آنرا پس رفت و فروخت آن غلام او را رو است فروختن انوکیل و میشود این فروختن
او قبول کردن در آنوکیل کردن اورا و همچنین حکم است اگر شخصی وصی کرد مردیرا پس کرد قبول کند
أنوصی کردن و راونرد کرد آن را در زندگی انوسی کننده پس وقتیکه مرد آنوصی کننده فروختی
بعضی متاع أنوصی کننده را و یا طلب کرد دین مردہ را از دین دار او پس هر کدام ازین چیریا قبول
کردنست در آنونختار ازین مسلما ذکر شده ست در کتاب شروطظہیر الدین مرغینانی رحمه الله علیه
ومنها لا هر با لید اذا سكت المفوض اليه صح وپرتد بالرو ومنها الوقف على رجل معين
اذا سكت الموقوف عليه صح ولورد هل يبطل ذكر هلال رحانه
يبطل وذكر الانصارى رحانه لا يبطل (فصول عمادى)
خبر محمد
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
