Machine transcription
جلد اول
۴۸۳
کتاب ادب القاضی
قبض کند مهر آنزن را پدر او و یا قبض کند مهر او را کسیکه نکاح داد او را پس آنزن سکوت کند بران
آن قبض کردن این سکوت کردنش اذن میشود از جانب او بقبض کردن مهر مکر اذن نمیشود وقتیکه
بگوید آنزن که قبض نمیکنم مهر خود را پس در ینوقت روا نمیشود آن قبض کردن بر آنزن و خلاص شود
شوهر آنزن بداران مهرا لیشیا ئزا ومنها سكوت الصغيره اذا بلغت بكرا يكون
رضى ويبطل خيار بلوغها وان بلغت ثیبا لایکون رضی الفصول عمادی
و بعضی از ان مسلمهای شمرده شده سکوت کردن دختر صغیر است وقتیکه بالغ شود در حالیکه دوشیزه
باشد که این سکوت کردن با ورضا میشود بنکاح و باطل میشود خیار بالغ شدنش و اگر بالغ شده بودان
دختر در حالیکه بیوه بود نمیشود سکوت کردنش رضا بنکاح تا که بزبان خود اقرار برضا بودن خوا نکند
ومنها اذا تصدق علی انسان فسكت الصدقه ثابته الصدقه لا يحتاج الى القبول
کالمتصدق عليه قبلت فاما الهبة فلا تصح ما لم يقبل الموهوب له قبلت ر فصول
عمادی) و بعضی از ان مسلمهای شمرده شده این است و قتیکه کسی صدقه کند بر انسانی پس او
سکوت کند انکس صدقه برا و شده ثابت میشود آن صدقه کردن و حاجت نیست باینکه بگوید کسیکه صدق
بر او شد که قبول کردم صدقه را تا بخش کردن صحیح نمیشو تام گوید شخصیکه بخش بر او می شد که قبول کردم بخش آران
ومنها تقبض الهبة والصدقة بحضرت المالك وهو ساكت كان اذنا منه
بالقبض (فصول عمادی) و بعضی از ان مسلمهای شمرده شده قبض کردن چیز بخشیده شده با صدقه کرده
شده است بحضور مالک آنچیز و حال آنکه مالک آنچیز سکوت کننده باشد میشود این سکوت کردنش
اذن از طرف او بقبض کردن آنچیز ومنها ابرا غریمه فسكت يبر ا ولو رد يرد ر برده
فصول عمادی و بعضی از ان مسلمهای شمرده شده ابرا کردن و خلاص کردن صاحب دین است
مدین را از خود را از دین پس سکوت کند آن دین دار خلاص میشود اند ان دین و اگر رد کرد آن نیما را
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
