Machine transcription
جلد اول
۳۷
کتاب ادب القاضی
از مدت پانزده سال با آنکه در کتاب اشباه و نظائر و دیگر کتابها ذکر شده که حق صاحب حق ساقط نمیگردد بگذشتن
زمانه یعنی گذرما نه بسیار بگذرد حق ساقط نمیگردد زیرا که نا شنیدن دعوی از جهت قطع حیلها ست نه
از جهت ساقط شدن حق صاحب حق قال فی الاشباه ويجب عليه سماعها اى يجب
على السلطان الذى نهى قضاته عن سماع الدعوى بعد هذه المدة ان يسمعها
بنفسه او يامر بسماعها كيلا يضيع حق المدعى والظاهران هذا حيث لم
يظهر من المدعى امارة التزوير (رد المحتار) در کتاب اشباه و نظائر گفته است که بر پادشاه و اجيبشینید
آن دعوی یعنی و اصیبت بران پادشاه که منع کرده باشد قاضیان خود را از شنیدن دعوی بعد از
مدت پانزده سال که بشنود آن دعوی را خود او یا امر کند قاضی را بشنیدن آن دعوی از جهت
اینکه ضایع نشود حق مدعی و ظاهر این است که این واجب شدن بر پادشاه شنیدن آن دعوی را
در آنجا ست که ظاهر نشده باشد از مدعی علامه حیلہ و فريب الثانى ان النهى حيث كان
للقاضي لاسيما في سماعها من الحكم بل قال المصنف فى معين المفتى ان القاضى
لا يسمعها من حيث كونه قاضيا فلو حكمه الخصمها فى تلك القضية التي مضى عليها
المدة المذكورة فله ان يسمعها (رد المحتار) تنبیه دوم اینکه بدرستیکه منع بودن قاضی از شنیدن
دعوى بعد از ثبت پانزده سال در جائیکه باشد آن منع از طرف پادشاه منافی نیست با شیندن آندعوی
از شخصیکه از طرف پادشاه قاضی نباشد و مدعی و مدعی علیه برضای خود او را حاکم کرده باشند که دعوای ایشان
فیصله کند بلکه مصنف رحمة الله علیه در کتاب معین المفتی گفته است که بد رستیکه قاضی نشنو
آن دعوی را از جهت قاضی بودن او پس اگر هر دو خصم او را حکم کردند در دعوای آنخادثه که مدت مذکوره
بران گذشته باشد پس در بصورت رواست او را که بشنود آن دعوی کا الثالث عدم سماع
القاضي لها انما هو عند انكار الخصم فلو اعترف تسمع (رد المحتار)
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
