Machine transcription
جلد اول
۴۳۵
کتاب القاضی
قاضی اینکه وقتیکه داندار مرده بود و وصی نموده بود مردی را پس آمد مردی دیگر و دعوی میکرد دین را
بر آن مرده و حال آنکه وصی آنمرده غایب بود قاضی استاده کند شخصی را از طرف آنمرده تا که دعوی
کند با صاحب دین آنمرده برای آنکه آن صاحب دین بحق خود برسد دلی فض ملخص شیخ
الاسلام رحمه الله سئل وليا عن امرأة ماتت وتركت بنتاً ومعتقاً وزوجاً
فجاء الزوج الى القاضي وقال ان امرأتى ابرأتني عن المهر ووهبته لي
وان الوارث غائب وهو الابنة والمعتق فانصب قيماً لا قيم عليه البينة على
الابراء والهبة فنصب واقام بينة وقضى هل يصح اجاب في اگر غیبت
منقطعة نبوده باشد ولوكان الوارث غائباً غيبة منقطعة يجوز كذا جا
در فصول عمادی ( و ذکر شده است در نوادر هم من شیخ اسلام رح که پرسید و شد مولای ما
از علم زنی که مرده بود و دارشان گذاشته بود یک دختر را و یک آزاد کننده خود را و شوهر را
پس شوهر او آمد بقاضی و گفت که بدرستیکه زن من ابرا کرده بود مرا من از مهر خود و آن را
بخشیده بود بمن و بدرستیکه وارث آن زن غایب است و آن وارث دختر و آزاد کننده
اوست پس استاده کن متصرفی را تا که بگذرانم مرا و شاهدان را بر ابرا کردن بخشیدن آنزن
آن مهر را برای من پس قاضی استاده کرد متصرفی را و آن مرد برد گواهان گذرانید و قاضی حکم کرد
بان شاهدان بر آن متصرف آیا صحیح میشود این حکم قاضی یا نه مولای ما در جواب گفت که صحیح نیست
این حکم قاضی اگر غایب بودن آن دارشان نبوده باشد غایب بود نیکه احوال قاصد با و نرسد و اگر
وارث آن مرده غایب بوده باشد غایب بود نیکه احوال قاصد با و نرسد روا میشود همچنین جواب
گفته است مولینا شیخ اسلام رح و ذکرم ع ادب القاضى من غريب الرواية المدعى
اذا ابرأ المدعى عليه بين يدى القاضي وغاب واقام المدعى عليه بينة على
فایده
در اینک ابرا کند مدعی علیه حصیم او در گیز
قاضی و غایب شود و شاهدان گذراند
مدعی علیه بر ابراء مدعی وقت حضور
او بعد از ان غایب
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
