Machine transcription
جلد اول
۴۳۰
کتاب ادب القاضی
فایده
در فروختن غلام شخص گم شده و فرختن
مال منقول او و زمین او
ايضا القاضى يبيع عبد المفقود ومنقوله ولا ينبغى ان يبيع عقائه ولو باع جاز وذكر
فيه ايضا لولوباع عن الكبير الغائبعقاع لا يجوز (فصول عمادى)
و ذکر کرده شده در باب ما ذون از کتاب مجالس قاضی ابو جعفر استروشنی حمة الله علیه اینکه قاضی کتاب
نمیشود بنکاح دادن کنیز شخص غایب و شخص دیوانه را و یا نکاح کردن زنی را برای غلام شخص غایب و
دیوانه و هست مر قاضی را اینکه مکاتب کند کنیز و غلام شخص غایب و دیوانه را و یا بفروشد آن هر دو را
و در کتاب ادب القاضی از کتاب غریب الروایت آورده است اینکه اگر مردی مرد و او را وارثی
معلوم نبود پس قاضی فروخت سرای اورارواست آن فروختن قاضی و اگر او را وارث در جائی
معلوم بود رواست قاضی را فروختن آنسرای او و میوه آن فروختن قاضی نگاه کردن آنسرای او
آیا تو نمی بینی که بدرستیکه اگر قاضی فروخت غلام گریخته را رواست آن فروختن قاضی و نیز در کتاب
ادب القاضی ذکر شده اینکه قاضی بفروشد غلام شخص گم شده را و مال منقولی او را و نمیشاید قاضی را
اینکه بفروشد زمین و خانه او را و اگر قاضی فروخت زمین و خانه اورارواست و نیز ذکر شده در کتاب
ادب القاضی اینکه هیچی فروخت زمین و خانه غایب کبیر را روانيست او را فروختن آن و ذکر
فایده
قاضی حکم کند برای میراث
شخصی گم شده
في مختصر العصامرح ولا يقضى للمفقود بدين لغرمايه وذكر صدر الإسلام ابو
اليسر في كتاب المفقود لا يكون للقاضى ان يقضى فى مال المفقود لا عليه
بشئ من احكام المولى حتى تقوم البيئة على موته وفى فرائض مجموع النوا
ذاكان للمفقود نصيب في دار مقسومة على حدة لا ينبغى لاحد
ان يسكنه ولا ان يوجره بغير اذن القاضي وللقاضي
ان يوجره اذلخاف ان يخرب ان لم يسكنه احد ويأمر بقبض الاجرة
بحفظها للمفقو د فصول عمادی) و ذکر کرده شده است در کتاب مختصر عصام رحمه الله که قاضی حکم کند
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
