Machine transcription
جلد اول
۳۷۱
کتاب ادب القاضی
میدانی شود اثبات بودن ولایت شاهدی بهیچ حال پس هر دو مدعا یکجیز گردیدند از روی معنی پس شخص
حاضر خصم اینشاهد میشود از طرف غایب و حکم کرده میشود بآزادی در حق هر دوی آن حاضر و غایب همچنین
فایده
ذکر شده است در کتاب ذخیره الثانیه اذا قذف محصناً حتّی وجب علیه الحدّ فقال القاذف
مسئله دوم از قسم دویم
انا عبد وعلی نصف هذا الحدّ وقال المقذوف لا بل اعتقك مولاك ولی عليك حدّ
الاحرار واقام بینة علی ذالك تقبل ویقضی بالعتق فی حق الحاضر والغائب حتى لوحضر الغائب
وانکر العتق لا يلتفت الى انكاره لان ادعی شیئین مختلفین (عالمگیری)
دویم از مثلها ی قسم دویم این است که اگر مردی قذف بزنا کرد مرمر د محصنی را تا اینکه واجب شد بر قذف کننده
حدّ زدن پس قذف کننده گفت که من غلامم وبر من واجب است نصف حد قذف بکامل و گفت شخص مقدّس
که ده شده که چنین نیست که تو میگوئی بلکه آزاد کرده است ترا مولای تو و مرا بر تو واجب است حد مردان
آزاد و گذرانید شاهد انرا بر آزادی آن غلام قبول کرده میشود شاهد ان او و حکم کرده می شود بآزادی
در حق آن حاضر و غایب تا اینکه اگر حاضر شد آن غایب و منکر شد از آزاد نمودن آن غلام
التفات کرده نمی شود بمنکر شدن او اگر چه مدعی دعوی کرده است دو چیز مختلف را الثالثة
فایده
مسئله سوم از قسم دویم
اذا قتل رجل عمداً وله ولیان احدهما غائب فادعی الحاضر على القاتل ان الغا
عفی عن نصیبه وانقلب نصيبي مالا وانكر القاتل فاقام المد
البينة علی ذالك تقبل ويقضى بها فی حق الحاضر
والغائب كذا في الفصول العمادية
(عالمگیری) سوم از مثالهای قسم دویم این است که اگر کشته
شد مردی بقصد وحال اینکه مرا و ر ا دو ولی بودند یکی از ایشان غایب بود پس دعوی کرد
آن ولی حاضر بر کشنده او که ولی غایب عفو کرده است از حصه قصاص خود و حصة من که قصاص
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
