Machine transcription
جلد اول
۳۶۸
کتاب ادب القاضی
دوم طریق اثبات وکالت
وجه سوم طریق اثبات وکالت
دعوی کند که بدرستی که من وکیلم از طرف مالک این مال بقبض کردن و فروختن آن پس بسپرد آنرا بوی پس
بگوید ذو الید که مرا هیچ علم نیست بوکیل بودن تو پس بگذراند آن وکیل شاهد انرا بوکیل بودن خود بقبض
کردن و فروختن آن مال پس بشنود قاضی آن شاهد انرا از و و امر کند آن مرد را بسپردن مال بآن وکیل
پس بفروشد وکیل آنرا وثانيها ان يقول ان هذا ملك فلان ابيعه منك فاذا باعه منه
يا مره بنقر المبيع فيقول المشترى لا اقبض منك لاني اخاف ان يجحط المالك
وينكر الوكالة وربما يكون المقبوضر هالكاً في يدي او يحصل فيه نقصان
فيضمننى فيقيم الوكيل بينة انه وكيل فلان بالبيع والتسليم فيجير على
المقبض ويثبت باقامة البينة ولاية المجبر على القبض خزانة المفتين)
وجه دویم از وجهای ثبوت وکالت اینکه بگوید وکیل که این مال ملک فلان است میفروشم آنرا
بر تو پس وقتی که بفروشد آنرا بر آن شخص امر کند وکیل آن خریدار را بقبض کردن آنچه فروخته شد
پس خریدار بگوید که قبض نمیکنم آنرا از توزیرا که من میترسم از اینکه بیاید مالک آن و منکر شود از وکالت
تو وبسیار بار هلاک شده میباشد آن مال قبض کرده شده در دست من و یا حاصل شده
میباشد در آن نقصانی پس تاوان دار میکند مرا پس بگذراند وکیل شاهد انرا که
بدرستی که من وکیل فلانم بفروختن و سپردن مال پس جبر کرده شود خریدار بقبض کردن
آن مال و ثابت می شود وکیل را بگذرانیدن شاهد ان ولایت کردن بر خریدار بقبض
کردن وثالثها رجل دعى ان الدار التي في يدي ملك فلان وانت وكيله بالبيع قد
بعتها منى فقال بعت منك ولكن لست بوكيل من فلان ولم يوكلني بالبيع فاقام مدعى
الشراء بينة على انه وكيل فلان بالبيع فهو خصم حتى يقبل البينة عليه
ويثبت كونه وكيلا عنه فى البيع ( خزانة المفتين )
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
