Machine transcription
جلد اول
٢٦١
كتاب ادب القاضي
غير مخاللقاء قاضي المحكمة اجانب شهادنا لنا المحجر الزن و وقتیکه شاهد ان نوشته قاضی بیمار شدند در انجا
شهد مرا یشانرارجوع كردن بوطن خود یا اراده کردند سفر کردن را بشهر دیگر پس شاهد گردانیدند قومی
بر شاہدی خودر وست این شهاب گردانیدن چنانکه در واست شاهد گردانیدن بر شاہدی
در غیر نوشته قاضی بسوی قاضی دیگر و چنا نکه رو است نوشته قاضی بسوی قاضی دیگر شاہدی تا
ونصیر اشهاد هم ان یقولوا هذا كتاب قاضی بلد كذا فلان بن فلان الى قاضي بلد كذا فلان بن فلان
في دعوى المد هذا على غائبه هو فلان بن فلان قراء علينا وختمه بحضرتنا واشهدنا عليه فاشهدوا
انهم على شهادتنا هذه وكذا لوا شهد هذا الفريق فريقا آخر ثالثا ورابعا وعاشرا وان كثر و قاضيخان
و تغییر شاهد گردانیدن شاهد ان نوشته قاضی شاهدان دیگر را بر شاهدی خود این است
کہ گویند آن شاهدان که این نوشته قاضی فلان شهرت که فلان بن فلانست بسوی قاضی فلان
شہر کہ فلان بن فلانست در دعوی این مدعی بر غایبی که او فلان بن فلانست خوانده است
آن قاضی نویسنده این نوشته را بر ما و مهرکرده است آنرا بحضور ما و شاهد گردانیده است مارا بر آن
فائك
نوشته خود پس شاهد شوید شما بر این شاہد ی ما و همچنین دست شاہدی بر شاہدی اگر شاهد گردانیده در سپردن شاہد ان نوشته قاضی
این گروه دیگر گروه را سوم یا چهارم یا دهم اگر چه زیاده باشد فاذا سلمه الشهود اليه را بآن قاضی و غیره د شابد
کردن ایشان
شهد وا انه کتاب فلان القا فضه القاضي وقرأه على الخصم والزمه ما فيه (هدايه)
ان كان القاضي الكاتب كتب فى كتابه عدالة الشهود او عرفهم القاضي المكتوب
اليه بالعدالة وان لم يكن ذلك سال القاضي عن عدالة الشهود فان عدلوا
قضى بشهادتهم (قاضيخان ) ولم يشترط فى الكتاب ظهور العلالة
للشيخ والصحيح انه يفض الكتاب بعد ثبوت العدالة كذا ذكره الخصاف(هداية)
پس وقتی که نوشته قاضی را شاهد ان سپردند بآن قاضی که بسوی او نوشته شده و گواهی دایند
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
