Machine transcription
جلد اول
۱۸۵
كتاب القاضي
يحبس الصبى الا بطريق التأديب الثلا يتجاسر الى مثله اذا باشر شيئا من اسباب التعدى
قصدا طوحطاً هكذا في كفالة المحيط وفي المحيط للقاضى حبس الصبى التاجر
تادیباً لا عقوبة لثلا يبطل حقوق العباد فان الصبى يؤدب لينز جر عن الافعال
الذميمة (در ملتقط) بندى كردہ نشود پسر نابالغ مگر بطريق ادب دادن تاکه دلاوری نکند مثل
این تعدی بار دیگر وقتی که بقصد اختیار کرده باشد چیزیرا از اسباب تعدی پس اگر از تعدی
را بخطاکرده باشد پس بندی کرده نشود همچنان ذکورست در کتاب کفاله محیط و ذکر
کرده است در کتاب محیط که رواست مر قاضی را بندي کردن پسر نابالغ که سوداگر باشد از
جهت ادب دادن نه از جهت عذاب کردن تا اینکه معطل نکند حقهای بندگان خدای عز و جل از یراکه
بدرستی ادب داده میشود پسر نابالغ تا که منع شود از افعال ناشايسته والمكاتب
يحبس بدين الامیة كان دينه جنس المكاتبة والمولى لا يحبس المكاتب في دين المكاتبة وعبدة مراجع
(قاضیخان) وعليه الفتوى (رد المختار) ومكاتب بندى کند مولای خود را گریندی کند او را دندین
چیزیکه آن از جنس بدل کتابت باشد و مولی بندی نکند مکاتب را در دین کتابت و عبدا آن و در
قول صحیح است و براین قول فتوی است ويحبس المسلم بدين الذمى والذمى بدين المسلم وكذا المستأ
كذا في الخلاصة عالمگیری) و بندی کرده میشود مسلمان پیش ذمی و بندی کرده میشود ذمی بسبب دین
مسلمان همچنین صحیح است در حق کافر میان که از کفر با مان آمده باشد همچنین ذکورست در کتاب خلاصه الفتاوی
ولا يجبر الولى في دين عبده الماذون ويجبر المديون وان مديونا يحبس لحق الغرماء والعبد لا يحبس بدين
مولاه ولوكان مديونا (تحبیس) وبندی کرده نمیشود خواجه در دین غلام ماذون خود که آن غلام ماذون
او دیندار نباشد و اگر دیندار بود آن غلام ماذون و بندی کرده میشود مولی از جهت حق صاحبان دین و غلام
بندی کرده نمیشود بسبب دین خواجه خود و اگرچه دیندار باشد خواجه او و فى كفالة الاصل لا يحبس الغلام
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
