Machine transcription
جلد اول
۱۸۳
کتاب ادب القاضی
بعد از توانگری خود قال السیرمی ناقلا عن المستصفی واعلم ان بینة الاعسار تقبل اذا قالوا
انه کثیر العیال مضیق الحال اما اذا قالوا لا مال لا تقبل (در طحطاوی گفته است سیرمی رحمہ الله در آن حال که
نقل کننده است از کتاب مستصفی که بدان که بدرستی گواهان ناتوانی قبول میشود در آن وقت که گفت شاد
آن گواهان که بدرستی این دین دار بسیار عیالدار است تنگ معشت است حال او اما وقتیکه شاهدان گفتند که
اورانیست و رامالی قبول کرده نمیشود شاہدی ایشان وفى القنیه شهود اليادان لوسينو المقدار
ما يملك قبلت ولا لم يمكن قبولها لانها قامت للمدبر وهو منكر والبينة متى قامت للمنكر التقيل
(درمختار) قلت حاصلدان الشهود لوقالوا انه يملك الشيء الفلاني مثلاً لا تقبل لانه يقول لا
شیئا وهم يشهدون له بان ذالك الشئ ملكه والبينة لا تقبل للمنكر بل تقبل عليه وهذا
شهادة له صريحا وتضمن الشهادة عليه بيساره وادامة حبسه ولذا تبطل الصريح
ما في ضمنه بخلاف قولهم انه موسر فانها شهادة عليه صريحا وانكان قولهام انه موسريتضمن
الشهادة بانه يملك قدر الدين واكثر فانها اليت بشهادة له (ردالمحتار) و در کفایتہ
آورده است که شاهدان توانگری اگر بیان نکردند مقدار آن چیز یرا که دین دار مالک آن است قبول
کرده میشود این شاہدی واگر بیان کردند آن قدر را که دیندار مالک آنست امکان ندارد قبول شدن
آن شاهدی زیرا که این شاهدان گذشته اند برای بمدعی ا و منکر است شاہدان وقتیکه برای منکر بگذند
قبول کرده نمیشود و حاصل این پس آنست که بدرستی گواهان توانگری اگر گفتند که بدرستی این دیندار مالک است
فلان چیزی را مثلا قبول نمیشود شاہدی آن گواهان زیرا که بندعی میگوید که بدرستی من نیستم مالک پیچ چیز
و گواهان گواهی میدهند برای او که بدرستی همین چیز ملک اوست گواہان قبول نمیشود برای منکر بکه
گواهان قبول میشوند برا و واین گواهی که مالک فلان چیز است گواهی صریح است برای منکره در ضمن
خود فرا گرفته است گواهی توانگری را برا و همیشه بندی بودن او را و وقتیکه باطل شد صریح باطل می شود و یز درامان
اوست
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
