BrowseGhazalīyāt-i Mirzā Bīdil → page 143

Page 143

Ghazalīyāt-i Mirzā Bīdil · pages 1–241


Page image — the source of record

Scanned page 143 of Ghazalīyāt-i Mirzā Bīdil

Machine transcription

حرف الدال غزلیات میرزا بیدل علیه الرحمه صحیفه ١٤٠ اول دل ستمدیده قطع امید کرد لخت سیاه اگر خط اعتبار هست با اشك ربط سبحه انفاس نكسلد از فیض و بسط حيرت آئینه ام مپرس آخر شکست چینی من مو سفید کرد خود را بهیچ آینه نتوان سفید کرد پیری مرا بحلقه قامت مرید کرد فضل زدم بخانه نه ناز کلید کرد میفرزم از نفس دم تقریر احتیاج تدبیر زعم مایه تشویش کس مباد چون بال خامه نامحد از مغز استخوان دارد رسائی مژه خون بگردنش دست تهی زبان مرا رك بید کرد صابون خشك جامه ما را پلید کرد فکرم در اکتساب قیامت قدید کرد بر گشتی که آنسوی حشرم شهید کرد بیدل توهم بذوق خطش سینه چاکدان کاین شام ناامیده مرا صبح عید کرد اهل معنی گر بگفتگو نفس فرسوده اند بگذر از دعوی که در خلوتکه عشق غیور قدر دانهای راحت نیست در بنیاد خلق هیچکس از تور عالمتاب دل آگاه نیست مشت خاکم از فضولی شرم باید داشتن هم بقدر جنبش لب دست برهم سوده اند محرمان خانه بیرون در نگشوده اند چون نفس یکسر بناله کوشش بیهوده اند خانه خورشید ما را بر گل اندوده اند جز ادب کاری که اینجا است کم فرموده اند آرزو میخواهی از اظهار حاجت شرم دار نقض ما از ادعان بی شبهه تحقیق نیست بی تمیز مکدر زما کاین سبزه های بدمیو راه دیگر وا نشد بر کوشش پرواز ما زیر سنک است ار من و ما دامن آزادیم این ترنم را ز قانون حیا نسروده اند خامه تصویر ما انگشت برلك آلوده اند پا بخم در سایه مغز گان تار آسوده اند بی پر و بالان همین چك قفس پیموده اند آه ازین رنگی که بربوی کلم افزوده اند بیدل این بیهوش و محرم محرم طره رو پر ده گیر در ازل زلفی زنم چو شانه در هم بوده اند ای بهار بر فشان دل بر گل و سنبل مبند مجمع دلها تغافل خانه بارو بین است دور گردونست سالها میزند تای مخیم زندگی تاکی کشد رنج تکدر ناز هوس نیست پل آرایش عشاق استعداد شوق آشیان چمنی در فضای ناله بلبل مبند غافل از شور قیامت رقص با کاکل مبند تا نفس داری ز گردش ای جام مل مبند پشت خم ریش است ای کاو از تکلف جل مبند موی سر کافیست بردستار مجنون کل مبند شوق آزادی تعلق احتیاج و هم نیست نزم خامو شیست از پاس نفس غافل مباش سر گذشت غیرت مجنون هنوز افسانه نیست از شکست موج آزاد است استغنای بحر نادم حاجت مبادا بگذری از آبرو از خیال پوچ چون قمری بگردن غل مبند بر پر پروانه تشویش چراغ گل مبند محشر آسود است بر زنجیر ما غافل مبند تهمت نقصان اجزا بر کمال کل مبند اندکی آگاه باش از چشم بستن پل مبند پیری آمد جوانی ای بیدل آخر شرم دار شیشه چون شد سبز دنگون جز ز عرق فلفل مبند ای مخبره از ماو تو تعیین نگزیدید اینجا طرب و هم اقامت چه جنون است اندیشه هستی کلف همت مرد است زین نسبت دوری که بهستی است عدم را رفتید و نگردید تما شای کوشش عنقا چه نشان میدهد از شهرت موهوم باسجده نسازید که اجزای زمینید در خانه نیرنگ حنا بشدی زینید دامن ز غباریکه ندارید بجینید کم نیست که چون ذره بخورشید قرینید ای کاش دمی چند بیکجا بنشینید جنسی بکشا ئید که نام چه نگینید در کار که شیوه تسلیم عرو جست امروز پی ما چه نشان چند دویدن چون شمع هوس سر بهوا چند فرازید در عالم تجرید چه فرصت شمر جاست هم چند نفس ساز کنند صور قیامت تمثال غبار من و مائید چو بیدل چشمناکد نشان کف امید جبینید فردا که گذشتید نه آئید نه انید کاهی ز تکلف ته پا نیز ببینید تا صبح قیامت نفس باز پسینید در حوصله های مکس و پشه طنینید صد سال گر آئینه زدا ئید همینید ای بی نصیب عشق بکار هوس بخند اوقات زندگی زقمردن بیاد رفت شور ترانه سنجی عنقائیت رساست زین گشت خون بدل چه ضرر و است در کنند تا کی کشد فسون نفس داغ فرصت بر زندگی چو صبح كمان بقا کز است بر مال هرزه بر دو سه جلد قفس بخند بر گریه ات اگر نبود دسترس بخند چندی نقاب طوطی منکع بخند لب کند مین کزو بتلاش عدس بخند ای آتش فسرده بپایان خس بخند کو این غبار رفته بگردون نفس بخند نال بجمع كن بکدو قدح از هزار وهم زین جمع مال مسخر کی صبح میبرش از شرم چون شرره ره وا کن ببوش در آتش است شمع و همان خنده میکند خاموش رفته اند رفیقان از الخفر بیدل چو گل اگر نه کنی طرح انبساط بر محتسب بستیزو برای عس بخند خلفیست در کمند فنا و عس بخند سامان این بهار همین است و بس بخند ای عاشی بغفلت این بوالهوس بخند اشکی بدرد غفلت بی جرس بخند چشمی بخویش وا کن و بر پیش و پس بخند ای خوش آ نوقتی که مارو جمیل نامعلوم بود شوق موجود وتجير این و آن معدوم بود خیمه بیرون هیولای دو عالم آگین است عین معنی بود دل نافهم نامفهوم بود کسب سود اندیشه کردم و زبان اندوختم جنس دانائی درین دکان غیرت شوم بود ای ساز قدس دل بجهان نوا مبند ای بی نیاز کار گه اتفاق صنع بیکانگی ز وضع جهان موج میزند دارد دل شکسته درین دیر بی ثبات ناموس آبروی تنزه نگاه دار یا کست است رشته این مهر آواز بامبند بار خیال بر دل بيمدعا مبند آئینه جز مقابل آن آشنا مبند مضمون عبرتی که برای خدا مبند رنگ عرق تریست بساز حيا مبند نثال آبرو آیت ان انچه تهمت است برگونه است سعی امل بار ماهت دست و کشاد حکم قضا را چه چاره است سامان شبنم چمن آرمید گیست ز آن دست بی نگار که در آستین تست رنگ شکسته بر چین کبریا مبند ای نغمه بلند بهر رشته پا مبند نتوان خیال بست که مکشای یا مبند این محمل وفاق بدوش هوا مبند زنهار شرم دار خیال حنا مبند این عقده امید که دل نقش بسته است بیدل برشته که توان کرد وا مبند ای شمع تك و تاز نفس کرد سفر شد مردم همه در شکوه بیکاری خویش اند تمثال بآن جلوه نبودیم مقابل یاران نرسیدند بداد سخن من کستا خیم از محفل آداب برآورد در قلزم تقدیر که تسلیم کنار است نابك مزه خوابم برد از خویش چو اخگر اکنون چمد امید توان سوخت سحر شد سر خاری این طائفه هنگامه کر شد ای مخبره ان آینه داری چه هنر شد ظلمیچه فسون خواند که گوش همه کرشد گردیدن من کره سرش حلقه در شد کشتی، که و مسورت امواج خطر شد خاکستر دل جوش زدو بالش پر شد دربسته محافل هستی چه توان خواند در خامه تقدیر نگوئی عرق داشت افسانه خاموشی من کیست که نشنید چون سبحه درین سلسه بیکانگی نیست فریاد که از دل بحضوری رسیدم چون ماه تو آنکس که بتسلیم جبین سود فکسر چین آرائی فردوس کیم دارد زان خط که غبار نقشش زیرو زبر شد کاخر خط پیشانی ما اینهمه تر شد کم شد جرس از قافله چندانکه خبر شد سرها همه پاود که پاها همه سر شد شب بود که در خانه آئینه سحر شد هر چند که تیغش بسر افتاد سپر شد سر در قدمت محو گریبان دگر شد بیدل نشوی غافل از اقبال گریبان هر قطره که در فکر خود افتاد گهر شد ]

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Ghazalīyāt-i Mirzā Bīdil, page 143. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0015/143 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0015/143
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record