Machine transcription
جلد دوم
۶۳۵
كتاب الشهادة
فانهما يضمنان جميع ارش الكف ثمران رجع اللذان شهدا على الشلل فان شاهدا لقطع يرجعا
على شاهدى الشلالا مع ارض الكرم الان الاصل فيكون و الامت سيد بالضر ومن جانه ميكذا فى الذخيرة (عالمكيرى)
و همچنین اگر مردی دعوی کرد بر مردی که بدرستی این مرد انگشت مرا از بند بخطا بریده است و بدرستی
کف دستم شل شده است ازان و مدعی علیه ازان منکر بود پس مدعی دو شاهد آورد که گواهی دادند بریدن
انگشت او و گواهی ندادند بشل شدن کف دست او و اورد دو شاهد دیگر را که گواهیدادند باینکه بدرستی
دست او ازان شل شده است پس قاضی حکم کرد بر عاقله برنده انگشت بدیت کف دست او
بعد ازان شاهدان بریدن انگشت رجوع کردند از گواهی خود پس بدرستیکه ایشان تاوان دهند
همه تاوان کف دست را بعد ازان اگر آن گواهانی که شاهدی داده بودند بشل شدن دست رجوع کند
از گواهی خود پس بدرستیکه شاهدان بریدن دست رجوع کنند بر شاهدان شل شدن دست
بهمه تاوان کف دست مگر رجوع نکنند بتاوان انگشت پس تاوان انگشت خاص بران
شاهدان است که گواهی داده اند خاص بریدن و بریدن همچنین ذکر شده است در کتاب ذخیره
شهدا بقتل عبدله رجلا واخوان باعتاقه فقضى بها معا او بالقتل اولا فرجعوا
ضمن شهود القتل الغا قيمته و شهود العتق عشرة آلاف الف قيمته وتسعة
الاف تمام الدية فان شهدا واعتقه اولا وقضى به ثم شهدا اخوان انه قتله
قبل العتق والمولى يعلم به ثم رجعوا ضمن شهود العتق قيمته
و شهود الجناية عشرة آلاف كذا فى الكافى (عالمكيرى)
دو شاهد گواهی دادند بکشتن غلام کسی مردی را بخطا و دو شاهد دیگر گواهیدادند با زاد کردن انکس آنغلام ریب
قاضی بهر دو گواهی یکجا حکم کرده یا در اول حکم کرد بگواهی کشتن پس هر دو طایفه شاهدان رجوع کردند از گواهی تاوان میدهند
شاهدان کشتن هزار درم را که قیمت آن غلام است و تاوان ده میتود شاهدان آزاد کردن هزار درم
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
