Machine transcription
جلد دوم ٦٣٦ کتاب الشهادة
خواه ولی کشته شده اول بایشان رجوع کرده باشد یا رجوع نکرده باشد ودیت او در مال آن
شاهدان است و آن شاهدان میراث می برند از کشته شده دوم اگر وارثان او بودند ولیکن اگر ولی
کشته شده اول بایشان رجوع کرده بود ولی کشته شده دوم را اختیار است میان تاوان گرفتن دیت
از ولی کشته شده اول و تاوان گرفتن دیت از ان شاهدان چنانکه در صورتیکه زنده بیاید انکسیکه گواهی دادند
بکشته شدن او و از هر کدام ازان ولی یا گواهان که تاوان گرفت رجوع نکند تاواندهنده بر دیگر خود بر امام اعظم
و اتفاق کرده اند هر سه امامان ما رحمهم الله تعالی بر رجوع کردن گواهان بر ولی در صورت کشتن خطا
ولو شهدا بالعفو بان قالا ان ولي المقتول عفا عن القاتل فحكم القاضي بشهادتهما ثم رجعا لم يضمنا شيا
(ترجمه) واگر شاهدان گواهی دادند بعفو باینطریق که گفتند که ولی کشته شده
بخشیده است کشنده را و قاضی حکم کرد بگو اهی ایشان بعد از ان رجوع کردند از گواهی خود
تاوانده نمیشوند چیزیرا اذا شهد شاهدان على رجل انه عفى عن دم خطاء او جراحة خطاء
او عمدا فيها ارش فقضى القاضي بذلك ثم رجعا عن شهادتهما ضمنا الدية والارش لكما الجراحة
وتكون الدية عليهما في ثلث سنين وما بلغ من ارش الجراحة خمس مائة درهما الى ثلث الدية
ففي سنة وما زاد الى الثلثين ففي سنة اخرى وما كان
اقل من خمس مائة ضمنا ه حالا وان كانت الدية قد وجبت
حالا ولم يوخذ منها شيئ وشهد شاهدان انه ابراه منها
وقضى بالبراءة ثم رجعا ضمنا حالا كذا في الحاوي
(تـکــمــلــه)
وقتیکه دو شاهد گواهی دادند بر مردی که بدرستی او نیز دعفو کرده است از خونی که بخطا بود و یا از زخمی که
بخطا بود و یا بقصد بود و حال اینکه دران زخم بحکم شرع تاوان بود و قاضی حکم کرد بان عفو بعد ازان
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
