Machine transcription
جلد دوم ۵۷۰ كتاب الشهادة
اثلث مائة در هم لزيادة في بدنه والآخر خمسون در هما فانهما
يضمنان مائتي در هم وخمسين درهما بحساب قيمته يوم عطب
والاسع ان هنا قو جميعا كذا في البسملوط ( عالمگيري ) اگر سوار شد مردی براشتری تا مکه شریفه
پس هلاک شد آن اشتر پر گفت صاحب اشتر که غصب کرده اشتر را از من و آن سوار گفت
که باجاره گرفته بودم اشتر را از تو باینقدر درم و گذرانید گواهان را باجاره گرفتن پس خلاص
کرد قاضی آن سوار را از تاوان اشتر و جار می کرد بر او چیزی را که بر وی واجب بود
از اجرا شتر بعد از ان گواهان رجوع کردند از گواهی خود تاوان ده می شوند قیمت آن
اشتر را مگر تاوان ده نمی شوند آن قدری را که گرفته است صاحب آن اشتر از ان
مرد سوار از اجرت آن و اگر قیمت آن اشتر در اول روزیکه سوار شده بود آن را
برابر بود با دو صد درم و در اخر روز یکه هلاک شده بود برابر بود با سه صد درم
بجهت زیادتی که در بدن آن پیدا شده بود و اجرت آن پنجاه درم بود پس
در این صورت تاوان ده می شوند گواهان دو صد و پنجاه درم را بحساب قیمت
او در روز هلاک شدن و صحیح تر سخن این است که این حکم قول همه امامان ما
رحمهم الله تعالی همچنین ذکر شده است در کتاب مبسوط شهد لاني الكراده دابته
بمأتى درهم الى موضع كذا واجر مثلها مائة فركبهما ثم رجعا لم يضمنا
العصب ان ادعى المستأجر الاجارة ومحد صاحب الدابة
وان ادعاها حبا الإبلا محمد المستاح عمنا ما اداه وقر اجر البعير (بحر رائق)
دو کس گواهی دادند باینکه این مرد بكرایه داده است چهار پای خود را باین مرد بدو
صد درم تا فلان جا وحال اینکه اجـــر مثل آن چهار پای تا آن جا دو صــــد درم بود
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
