Machine transcription
جلد دوم
۵۱۵
كتاب الشهادة
شاهد اینکه در مدعا با مدعی شریک است و اگر اینمعنی مراد شود پس این قول مدعی علیه
اقرار می شود ازا با نیکه مدعا مر مدعی و شاهد ست یا قبول می شود شاهدان مدعی علیه
باینکه بدرستی مدعی شاهدان خود را مزدور کرده با نیقدر مال برای شاهدی داده است
بایشان آن مال را ازان ما لیکه مرا نزد مدعی است یا اینکه مدعی علیه گواهان
بگذراند باینکه بدرستی من با گواهان مدعی صلح نموده بودم باین مقدار از مال داده ام
آن مال را بایشان بشرط اینکه بر من گواهی بدروغ ندهند و با آن صلح گواهی داده اند
بر من بشاهدی دروغ پس برایشان واجب است ادا کردن آن چیزیکه بایشان
داده ام وكذا اذا ادعى اجنبى أنه دفع لهم كذا لئلا يشهد واعلى فلان بهذه
الشهادة وطلب رده وثبت ببينة او اقرار او نكول فانه يثبت به فسق الشاهد
فلا تقبل شهادته (بحر رائق) وكذا لو اقام المشهود عليه البينة ان المدعى
وكل الشاهد فى هذه الخصومة قبل شهادته وقد خاصم قبلت شهادته
(قاضيخان) ولوا دعى المدعى عليه انه استأجرهم لئلا يشهد واعليه وانه يدع دفع مال
فاقروا لم تسقط العدالة وبه صرح الشارحون (بحر رائق)
و همچنین قبول میشود گواهان جسح اگر بیگانه دعوی کرد که بدرستی داده ام شاهدان مدعی
را انيقد ر مال بجهت آنکه گواهی ندهند بر فلان مدعی علیه بهمین گواهی و طلب نمود از گواهان
واپس دادن آن مال را و ثابت شد آن دادن مال بشاهدان یا با قرار شاهدان مدعی
یا بمنع آوردن ایشان از سوگند نمودن پس بدرستیکه باین گواهان آن بیگانه ثابت میشود
فاسق بودن شاهد مدعی پس قبول نمیشود گواهی او و همچنین اگر آن کسی که شاهدان بر او
گذاشته بود گذرانید گواهانرا باینکه بدرستی این شاهد خود را وکیل گردانیده بود درین
بقدر مقدریه در تقوی مجروح عزیز
سمع جلا و نا عرف چهارم
سیم قدسيه
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
