Machine transcription
جلد دوم ۴۲ کتاب الشهاده
کردی که تصور کرده نشود اتفاق کردن آن گروه بدروغ و نزد صاحبین رحمہما الله تعالی شاہدی دو مرد کافی است چنانچه در دیگر حقہا و همین قول صاحبین رح فتوی است جاء رجلان عند الصكاک وقد اقرت المرءة وقالا انا نعرفها فذلك ليس بشئ لان هذا القدر ليس بتعريف اذ التعريف انما يكون بذكر الاسم والنسب فلو قالا انها فلانة بنت فلان ابن فلان يكون تعريفاً (جامع الفصولین) آمدند مردی نزد قباله نویس و حال آنکه زنی اقرار میکرد و آن دو کس گفتند که ما میشناسیم آن زن را پس این گفتن ایشان هیچ چیزی نیست در شرع زیرا که بدرستی این قدر گفتن تعریف نیست زیرا که تعریف انسان جز این نیست که بنام و نسب او بیار تا آنکه اگر گفتند آن دو مرد که بدرستی آن زن فلانه بنت فلان ابن فلان است این گفتن ایشان تعریف آن زن میشود
وسئل ابن احمد رح عن امراة اقرت عند رجلین انها اعتقت هذه الجارية ولم يريا وجه المعتقة هل لهما ان يشهدا بذلك قال لا اما لم يعرفاها فان لم يفارقاها منذ اعتقها يسعهما ان يشهدا عليها بالاعتاق كذا في الخانية خانيت ناقلا عن اليتيمة (عالمگیری)
و پرسیده شد ابن احمد رح از حکم زنی که اقرار کرد نزد دو مرد که بدرستی آزاد کرده ام این کنیز خود را و حال آنکه آن دو مرد ندیده بودند روی آن آزاد کننده را آیا روا است ایشانرا که شاهدی بدهند بر آن زن یا نه گفت ابن احمد رح که روا نیست که شاهدی بدهند تا که نشناسند آن زن را پس اگر جدا نشده بود از آن زن از وقتی که آزاد کرده بود کنیز را تا مجلس قاضی روا آمد آن شاهدان را که شاهدی بدهند بر آن زن بآزاد کردن آن کنیز همچنین ذکر شده است در فتاوای تاتارخانیه در حالی که نقل کرده است از فتاوای یتیمه والنوع الثاني من الشهادة ما لا يثبت الحكم فيه
فایده نوع دوم از شاہدی است که حکم آن بگفتن آن ثابت نمیشود
بغیبه
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
