Machine transcription
جلد دوم ٤٣١ كتاب الشهادة
نمودن او از روی استحسان و اگر سر اهل کودک را گواهان گذاشتند بانچزیکه
دعوی کرده بودند پس مزد حصیت مرآن دایه را گفته ست شمس الائمه حلوانی رح
که تأویل این مسأله انست که گواهان اهل کودک گواهی دادند که بدرستی
دایه شیر داده است او را بشیر گوسفند و شیر نداده است او را بشیر خود اما اگر
شاهدان اهل کودک اکتفا کردند باین قول خود که شیر نداده است او را بشیر خود
و دیگر چیز می نگفتند قبول کرده نمیشود گواهی ایشان از جهت مقصود بودن
گذشتن گواهی ایشان بر نفی بخلاف از صورت اول زیر که نفی دران داخل است
در ضمن اثبات و اگر هر دو طرف یعنی دایه و اهل کودک گذرانیدند شاهدانر اعل
کرده میشود گواهان دایه همچنین ذکر شده است در فصول عمادی رب السلم
يدعى السلم الصحيح والمسلم اليه يقول وقع فاسداً
لانه لم يذكر الاجل واقام البينة تقبل كذا فى الفصول العمادية وعالمگیری
صاحب سلم دعوی کرد سلم صحیح را و آنکسیکه سلم با او شده میگفت که بدرستی سلم فاسد
واقع شده زیرا که بیان مدت رسانیدن آنچیز را که سلم دران کرده شده نکرده است
و گذرانید بان گفته خود شاهدان را قبول کرده میشود همچنین ذکر شده است فصول
عمادی ادعى انه امرأته فاتت بالدفع اني محرمة عليه
بثلاث طلقات لانه قال اگر فلان روز بگذرد و آن
قماشات بنزدیك تو نیا رم فانت طالق ثلاثا وقد مضى ذلك اليوم
ولم يسلم القماشات واقامت البينة على ذلك
اندفعت عنها خصومة الزوج (عالمگیری) مردی دعوی نمود که بدرستی
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
