Machine transcription
جلد دوم
۴۲۹
کتاب الشهادة
از ملک او یعنی همیشه در ملک او بود پنجم در آنکه دو شاهد گواهی بدهند بخلع یا طلاق و بگوید
که انشا الله نگفته بود ششم در آنکه پادشاه امان بدهد اهل شهر را پس دو شاهد گواهی
بدهند که بدرستیکه این کسان نبودند در ان شهر در وقت امان دادن پادشاه
و یمقد کرده قبول شدن گواهی را درینصورت در فتاوای بزازیه باینکه باشند آن
دو شاهد از مردم دیگر غیر از اهل آن شهر و مانند این حکم ذکر شده است در کتاب
واقعات هفتم در آنکه دو شاهد گواهی بدهند که بدرستی مدت رسانیدن
چیزی که در ان سلم کرده شده ذکر نشده در عقد سلم هشتم در میراث وقتیکر
شاهدان بگویند که نیست مر او را وارثی غیر ازین قبول کرده می شود
گواهی ایشان و نهم در آنکه دو شاهد گواهی بدهند که بدرستیکه دایه شیر داد
جامع الصغبر محض فضل
است این کودک را بشیر گوسفند نه بشیر خود چنانکه در کتاب جامع الفضلتین
ذکر شده است و دهم قبول کرده میشود شاهدان نفی متواتر چنانکه
در کتاب ظهریه و کتاب بزازیه ذکر شده است و در کتاب ایمان
کتاب هدایه ذکر شده است که فرق نیست در قبول ناشدن گواهی
نفی میان اینکه علم شاهد شامل و فراگرفته باشد بران نفی و یا نگرفته تبان
از جهت آسانی بر مردم ذکر کرده صاحب هدایه این نا بودن فرق را درین
قبول کسیکه بگوید که غلامم آزاد باشد اگر حج نکردم امسال پس شاهدان
گواهی دادند با ضحیه کردن او روز عید قربان در شهر کوفه آزاد
نمی شود غلام او بنا بر اینکه این گواهی نفی است از روی
معنی بمعنای انیست که حج نکرده است لوسعه ما تنا و الخ اسلحه و قدی
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
