Machine transcription
جلد دوم
۴۳۵
کتاب الشهادة
عن بلدة سمرقند فى اليوم الذي ادعيت اقراره فيه وكان ببلدة كبيرة
واقام على ذلك بينة هل تندفع بينة المدعى عليه ببينة المدعى
فقيل لا الا ان تكون غيبة المدعى عن سمرقند في اليوم الذي
شهد شهود المدعى عليه على اقراره بالاستيفاء بسمرقند وكونه ببلدة كبيرة
ظاهرا مستفيضا يعرفه كل صغير وكبير وكل عالم وجاهل فحينئذ القاضي
يدفع ببينته بينة المدعى عليه كذا في الذخيرة (عالمكيرى)
واز این مساله گذشته بر آوردیم حکم مساله را که کردیده بود واقعه فتوی یعنی فتوی در آن
خواسته شده بود وصورت آن مساله اینست که مردی دعوی کرد بر مردی که بدرستی
پدر مرا فلان پسر فلان بر تو صد دینار دین است و تحقیق پدرم مرده است پیش
از کرفتن چیزی از ان دینار ناو آن صد دینار میراث کردیده مرا بسبب مرک او
زیرا که بدرستی غیر از من او را هیچ وارثی نیست و مدعی طلب کرد از مدعی علیه سپردن
آن صد دینار را و مدعی علیه در جواب گفت که تحقیق پدر ترا بر من صد دینار دین بود چنانکه
تو دعوی کردی آنرا لیکن بدرستی من از ان صد دینار مبلغ هشتاد دینار را ادا کرده
بودم بپدر تو در حال زندگی او و تحقیق پدر تو در حال زندگی خود اقرار کرده بود بقبض
کردن آنچه یکه دعوای رسانیدن آنرا میکنم در شهر سمرقند در خانه من در فلان روز
پس پدر تو گفت بزبان فارسی در حالیکه خطاب کننده بود بمن که آن صد
دینار که مرا از تو می بایست هشتاد دینار را قبض کردم از تو ومرا بر تو غیر بیست دینا
نمانده است و مدعی علیه کذ رایند باین کشته خود شاهد انرا پس مدعی گفت مر مدعی
علیه را که تو باطل هستی درین دعوای خود اقرار پدرم را بقبض کردن هشتاد دیا
مدعی علیه
بحیرت و تامل
مدعی علیه
موقف
تعمم مراد است
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
