Machine transcription
جلد دوم
۳۲۸
کتاب الشهادة
فی دار سماها وشهدا لاخرانه وكله بخصومة فیها و فی شئی اخر
تقبل في دار اجتمعا عليها اذ الوكالة تقبل التخصيص وفيما اتفق الشاهداً
عليه تثبت الوكالة لا فيما تفرد به احدهما فلوادی
وكالة معينة فشهد بها والاخر بوكالة عامة ينبغي
ان تثبت المعينة ولو شهد بوكالة وزاد احدهما
الاخر
انه عزله تقبل في الوكالة لان العزل ولوشهد احدهما انه وكله بطلاقها وشهد
(بخير)
انه وكله بطر خها وطلاق فلانة الاخرى فهو وكیل نے طلاق التي تتفقا علیہ كذا في جامع الفصولين
مسئله بیست و پنجم نیت که یکی از دوشا هد گواهی داد که بدرستی فلان وکیل کرده است این مرد را
بدعوی کردن با فلان در اینک نامید آن سر ا برا و دیگر از ایشان گواهی داد که بدرستی وکیل
کرده است او را بدعوی کردن در آن سرای و در چیز دیگر قبول کرده میشود گواهی ایشان در بار دکیل
بودن او در سرای که هر دو شاهد جمع شده اند بران زیرا که وکالت قبول میکند خاص کردن را
و در ان چیز یکه شاهدان اتفاق کرده اند بر ان که وکیل بودن است در سرای ثابت میشود و کالت
و ثابت نمیشود در ان چیز یکه یکی از ایشان تنها شده بشهاده ی آن سپس اگر کسی دعوی کرد و کیلی معلوم
پس یکی از دوشاهد گواهی داد بآن و کیلی معلوم و دیگر از ایشان گواهی داد بوکیلی عامه میثا اینکیم
آن و کیلی معلوم ثابت شود و اگر دو شاهد گواهی دادند بوکیل بودن و یکی از ایشان در گواهی خود فرد
این که کیل کونند معزول کرد این سیل اقول کرده میشو دو ای ایشان د روکیل بودن نه در خر دنده
و اگر یکی از دو شاهد گواهی داد که بدرستی شوهر وکیل کردانید. این کس را بطلاق کردن فلانه زن او و دیگر
ایشان گواهی داد که بدرستی وکیل کردانیده اور ا بطلاق کردن آن فلانه و طلاق کر د فلانه دیگر اتیس
وکیل میگردد بطلاق دادن آن زنی که هر دو شاهد اتفاق کرده اند بطلاق او همچنین ذکر شده است
موعز بوم
ماد جو د فضل
جامع الفصور
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
