Machine transcription
جلد دوم
۳۹۳
كتاب الشهادة
بالامر اذ لا تقبل (بحر) و ذکر کرده در کتاب بزازیه که دعوی کرد دین دار رسانیدن دین را
بصاحب دین پس شاهدان گواهی دادند بابرا کردن صاحب دین برای او و یا گواهی دهند
بانکه صاحب دین حلال کرده است برای دین دار دین خود را قبول میشود گواهی ایشان
چنانکه کسی دعوی کند غصب کردن را پس دو شاهد گواهی دهند باقرار کردن غصب
کننده بغصب کردن که قبول میشود گواهی ایشان ادعى الكفيل بالامر الايفاء وشهد
على البراءة تقبل ووضع المسألة على الايفاء ليعلم ان الايفاء غير مقضى عليه
ولهذا لا يرجع الكفيل على الاصيل ويرجع الطالب على الاصيل كانه
ابراء الكفيل وابراء الكفيل لا يوجب ابراء الاصيل وانما ذكره
ليؤذن ان المقضى به براءة الكفيل لا الايفاء وهذا لان دعوى الكفيل
تتضمن البراءة مع تمكنه بالرجوع على الاصيل وشاهده
شهد على القطع ببعض دعواه فيقبل في ذلك لافى الزائد (بحر)
دعوی کرد ضامنی که بامر دین دار ضامن شده بود رسانیدن دین را بصاحب دین و گواهان
او گواهی دادند بابرا کردن صاحب دین برای ضامن قبول میشود گواهی ایشان و نهادن
این مسأله بر این صورت که ضامن دعوی کرد رسانیدن دین را از برای اینست که معلوم شود که
رسانیدن ضامن دین را بصاحب دین چیزی نیست که حکم قاضی شده باشد بآن بر صاحب دین
و از همین جهت رجوع کرده نمی تواند ضامن بر اصل دین دار و رجوع میتواند صاحب دین بر اصل
دین دار و گویا که حکم شده است بر اینکه صاحب دین خلاص گردانیده است ضامن را النقصان
بودن و خلاص گردانیدن صاحب دین ضامن را از دین واجب نمیکند خلاص گرداند
اصل دین دار را و فایده ذکر کردن رسانیدن اینست که معلوم شود که آنچزیکه حکم کرده شده
بآن
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
