Machine transcription
جلد دوم
۲۷۷
کتاب الشهادة
در ظاهر پس اگر موافقت آن با دعوی مراد مدعی باشد دور نشود مخالفت آن فاگر موافقت آن مراد مدعی نبا
مخالفت دور نشود پس مخالفت آن بیشک دور نمیشود پس وقتی که مدعی دعوی کند موافقت دعوی گوا
ثابت میشود موافقت دور میشود مخالفت اگر مدعی در دعوای جود گفت که نیست مرا بر مدعی علیه چیزا
در حوضه قبول نمیشود گواهی گواهان که بر ما د وار ان گواهی داده باشند اگر چه مدعی دعوای موافقت کند
همچنان گر شده است در فتاوای قاضیخان ولا فرق فی كون الشهادة اقل من ان
يكون في الدين او فی العين فلوادعى كل الدار تشهد بنصفها تصح
بالنصف موضح بموفق كذل في الخلاصته از جمله و فرق نیست در همو از تن گواهی
از بودن چیزیکه گواهی داده شده به آن کمتران اینکه انچیز دین باشد و یا مال شده پس اگر دعوی کرد تمامی
سر را پس گواش دادند گواهی دادند بنصف آن حکم کرده میشود بنصف آن بضمیمه موافق کردن محمد همین
شده است در فتاوای قاضیخان و ظهریه في المحاسن الشهادة بالاقل تقبل اذ اصح
ذلك الاقل بيانا لما ادعاه فانه ذكر ولا اذا ادعى دارا في يد رجل انها له وتشهداها
اشتراها مردى لها دعاء شاد هم بالاقل عمالا دعى وما شهد وایه يصلح بيانا لما دعاه المدعي
فانه لو قال انها ملكى لا فی اشتريها مردى الید يصح ويكون اخر كلامه بيانا للأول بخلاف
البناء
ما اذ ادعا ولا النتاج وشهد بالشتراء مروى اليد لا يقبل لا ان يوقة والدلا لان دعوى
عل في البناء الجعل دعوى ملك حادث موجية لا نسله وقال هذا الدار ملكى بالنتاج متوحية اله
لا يصح كلامه فلا يمكن ارجاع الى محن كلامه بياء الأول ولا تقبل الشهادة بدور التوفيق وكملم
و ظاهر میشود از کلام قاضیخان اینکه بدرستیکه گواهی بکمتر از مدعا قبول میشود وقتی که صلاحیت داشته با
آن کمتری بیان شود برای چیزیکه مدعی دعوای انرا کرده باشد زیرا که قاضیخان در اول ذکر کر دست
این مسئله را که اگر عودی کرو سرایرا در دست مردی که او بدرستیکه این مهم است شاهدان گواهی دادند که بدنی
ولی
گواهی کمتر از مدا
قبول است خواه در
دعوی دین باشد
یا در دعوی
عين
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
