Machine transcription
جلد دوم
۲۷۰
كتاب الشهادة
نصف هذا الدار مشاعاً فشهد وا ان له نصف الدار ويدل لما فى باطل لانه بالزمن الدار وله الصار
گفته است در کتاب جبر سابق که حضل بصورتهای مخالف بودن گواهی با دعوی که مانع شنوده قبول گوار
است که شاهد گواهی بدهد با فرو تر از مد عا و از سئالهای که بنای آن بر این شده است این است که سرای
در دست دو مرد بود و ایشان در میان خود تقسیم کردند آن سرا را یکی از ایشان غایب شد پس
دعوی کرد مردی برانشخص حاضر از ایشان که بدرستی که مرا نصف بخش ناکرده این سراتی
پس شاهدان گواهی دادند که بدرستی که مرا و را آن نصفی است که در دست این مرد حاضر ات
پس این گواهی باطل است زیرا که این گواهی با فرو ترست از چیزی که دعوی کرد و شد در اسب
الخدار او استثنى طريق الدخول وحقوقها ومن فقهها فشهد والها لد ولم يستثنوا شيئاً
لا تقبل وكذالواستثنى بيت الولم يستثنوه الا اذ اوفق فقال كنت بعت هذا البيت منها
فتقبل رقمة القدوری مردی دعوی کرد سرای را و استثنا کرد راه درامدن و حصها و نفعها علی النمر سرای
پس شاهدان او گواهی دادند که بدرستیکه این سرای مراورست و استثنا نکردند هیچ چیز را قبول
نمی شود گواهی ایشان و همچنین قبول نمیشود اگر مدعی استثنا کرد یک خانه را از سرای شاهدان باستثنا نکرد
آن خانه را مگر وقتی که مدعی موافق کند دعوای خود را با گواهی پس بگوید که این خانه در اول مرا بود فروخته بابام
آنرا ازین سرای لیکن شاهدان خبر نبودند بآن پس قبول میشود گواهی شاهدان ومن امثلة كون المشهو
به اقل ما فى الخلاصة ادعى المقرة الجيدة وبين الوزن فشهد واعلى المقررة والوزن ولم يذكلام
جيدة اورديه او وسطا تقبل وتقضى بالتربخلاف ما اذا ادعى تصود قيق مع النحالة فشهدوا
من غير نحالة او منخولا فشهد واعلى غير المنخول لا تقبل مع انهم شهد وا باقل فيما اذا شهد وابعد
غير منخول فللدعوى بالمنخول بدليل حكمه التكملة رد المحتار، از سالهای جوان بود گواهی بان او شد
کم تر ادعا ان بان است و کر شد کتا بالا را و یک شخص دعوی کرد نقه سره را و بیار کرد وزنان ناتمان
سرد را سلے
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
