Machine transcription
جلد دوم
٢٥٢
کتاب الشهادة
گواهی دادند دو شاهد دیگر غیر ان دو شاهد اول کجانث شدن و که بدرستیکه وی نداده است آن دو شاهد اول را
روا نیست گواهی آن دو شاهد اخیر و همچنین حانث عتق واگر اقرار کرد بانس نبودن ایشان و انکار کردا رشوه
نمودن خود باز ادعی غلام خود همچنین ذکر شده است در فتاوای قاضیخان وجملان شهد احدی رجلا
قال هما ان مسست جسد کما نعبدی حوشهدانه قد مس جسد هما قال محمد لا تقبل
شهادتها ولو شهد انه قال ان مست ثيابكما فعبدی حوشهد انه قد مس
ثیابها جازت شهادتهما قالوا اراد الشهود في هذه المسائل ان يشهد وا
بالعتق بطريقهم ان تشهدوا بالعتق والطلاق مطلقا فلا بيان السبب كذا في
الوجيز للمكر دری رقاضیخان عالمگیری) دو مرد می گواهی دادند بر مردی که بدرستیک او گفته بودی
که اگر سودم بدن شمارا پس غلام من ازاد باشد پس گواهی دادند که بدرستیکه او سوده است بان انرا
گفته است امام محمدرح که قبول نمیشود گواهی ایشان و اگر گواهی دادند باینکه بدرستیکه او گفته بود که اگر سوره
جامه شما را پس غلام من ازاد باشد پس گواهی دادند که تحقیق سوده است جامه ما را روا میشود گواهی ایشان
گفته اند مشایخ رحمهم الله تعالی که ارادا نمان اراده کردند که در چنین مسالها گواهی بدهند بازادی غلام
پس طریقه ایشان چنین است که گواهی دهند بازادی غلام و طلاق زن مطلق بدون بیان سبب همچنین
ذکر شده است در کتاب بزازیه ولو حلف ان لا يهدم دار هذين ولا يقطع يدهما فشهدا انه
فعل ذلك بهماله تجن شهادتهما (قاضیها) واگر کسی سوگند کرد که ویران میکنم سرای این دو مرد را و یانشویم
که و گرنی برم دست ایشانرا پس آن دو مرد گواهی دادند که بدرستیکه او گرد آن کار را جار و انیست گواهی اینان
اذا شهد رجلان بالمهر لاختهما بسبب تزويجهما وقالا انا زوجنا
اختنا بالف درهم والزوج يجحد النكاح او قال كان المهر
خمسمائة لا تقبل شهادتهما ولو اقر الزوج بالمهر والنكاح وادعى
الوجيز
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
