Machine transcription
جلد دوم
ماده ۱۸
عدد ۲۴
کتاب الشهادة
امانت را پسر گواهی دادند برای او آن دو سر امانت گیرندگان رو است گواهی ایشان
بعد از رد واگر ایشان گواهی دادند باقرار کردن مدعی باعمال امانت برای کسیکه امانت نهاده
بود نزد ایشان و حال آنکه مال امانت موجود بود و یا هلاک شده بود قبول کرده نمیشود گواهی ایشان
و اگر ایشان گواهی دادند بآن اقرار او پس از رد کردن ایشان آنمال امانت را بر کسیکه امانت
نهاده بود نزد ایشان رو است گواهی ایشان و في وديعة الاملاء والعارية
اذا شهدا على الذي اودعاه او اعارا ه انه للمدعي لا يجوز شهادتهما
قبل الرد ويجوز بعده (قاضيخان) و در کتاب ودائعیت و کتاب عاریت
از کتاب املا ذکر شده که اگر دو کس گواهی دادند بر کسیکه ایشان چیز یرا نزد او امانت یا عاریت
نهاده بودند که این چیز مدعی راست روا نمیشود گواهی ایشان پیش از رد کردن امانت گیرنده
و عاریت گیرنده آن چیز را برایشان و روا میشود گواهی ایشان بعد از رد کردن او آنچیز را
بر ایشان لا تقبل شهادة المستاجر للاجر والمستاجر والمستعير للمعير بالملكا
كذا في البحر الرائق (عالمگيرى) لو استاجر دار ا شهرا فسكن الشهر كله ثما جاء
صاع اخر فشهد بها المستاجر ورجل اخر معه فالقاضي يسال المدعي عن الإجاز
اكانت بامره او بغير امره فان قال كانت بامري لم تقبل شهادة المستاجروان
قال كانت بغير امري تقبل شهادته ولو لم يسكن الشهر كله لم تجز شهادته وان لم يدع
المدعي ان الاجارة كانت بامره (تكملة) وقبول کرده نمیشود گواهی اجاره گیرنده برای اجاره دهنده
بچیز یکه عقد اجاره بر ان واقع شده وگواهی عاریت گیرند و برای عاریت دهنده بچیز یکه عاریت داده شده اگر شخصی با جاره کرفت
سرائی را تا مدت یکماه پس سکونت کرد در آن ماه یکجا و بعد از آن مدعی دعوی کرد که آنسرای است دیگری را می با دعای اسرا
اجاره گیرنده بامر وی کریا او پسر قاضی پرسد از ان مدعی از حال اجاره که آیا آن اجاره با مرا بود یا بغیر امر و پس اگر گفت که
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
