Machine transcription
جلد دوم
۲۲۵
كتاب شهادة
او بعبد آخر لا تقبل وكذا ان اقر الوارث بدین رجل على الميت وقضى به ثم
شهد مع رجل اخر بالدين على الميت الرجل اخر ولم تقف التركة بهما لا تقبل شهادة
لو كان يقضاء للاول بشهادة شاهدين تقبل الشهادة بالدين للثانى ولهذا
يتحاصان وان كانت الشهادة للثانى قبل القضاء للاول تقبل في الوجوه كلها
الا اذا اقر الوارث بالثلث و بالعبد او بالدين للاول وسلم الى الاول اقرارا
ثم شهد به للثانى لا تقبل وكذا لا تقبل شهادته للثانى اذا وجد التسليم الى
الاول من القاضى كذا فى الكافى ( عالمگیرى )
و همچنین اگر اقرار کرد وارث مرده که بدرستی مرده وصیت کرده است بسوم حصه مال خود یا باین
غلام برای فلان و حکم کرده شد بآن بعد ازان آن وارث گواهی داد با مرد دیگر که بدرستی آن مرده
وصیت کرده است بسوم حصه مال خود یا بآن غلام با دیگر غلام برای شخص دیگر قبول کرده نمیشود
این گواهی و همچنین اگر وارث مرده اقرار کرد بدین مردی بر مرده و حکم کرده شد بآن بعد ازان آن وارث
گواهی داد با مرد دیگر بدینی بر مرده برای مرد دیگر و حال آنکه ترکه وفا نمیکرد بان دو دین قبول کرده نمیشود
گواهی آن وارث تا آنکه اگر حکم کردن قاضی برای صاحب دین اول بگوواهی دادن دو شاهد بود قبول
کرده میشود گواهی آن وارث بدین برای مرد دوم و ازین جهت هر دو صاحب دین شریک میشوند
و هر کدام ایشان میگیرد حصه دین خود را و اگر آن گواهی برای مرد دوم پیش از حکم کردن قاضی بود برای مرد
اول قبول کرده میشود گواهی در تمامی این صورتها مگر قبول کرده نمیشود وقتیکه وارث مرده اقرار
کند بسوم حصه مال مرده و یا بغلامی و یا بدینی برای مرد اول و سپرده شود بمرد
اول چیزی که وارث اقرار کرده است بآن بعد ازان گواهی بدهد برای مرد دوم
بآن چیز قبول نمیشود گواهی آن وارث و همچنین قبول نمیشود گواهی او برای مرد دوم
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
