Machine transcription
جلد دوم
۱۵
كتاب الشهادة
در تكمله رد المحتار) و حكم شاہدى احجب شدن حكم است بتقاضی بانچيزی كه مقتضا دو واجب كردن
شده شاہدى باشد پس از تزكيه شاهدان و واجب شدن حكم بقاضی بمعناسى فرض شدن است
بدأ و فى الحال كه تاخير ان روانيست مگرو سه جا كه پيش بيان انرا كرده ايم و ان سه اميد وار
صلح است ميان مدعى و مدعى عليه كه با هم خويشاوند باشند دوم وقتيكه مدعى مهلت بخواہد
سوم پيدا شدن شك قاضى است در شاهدان فلو امتنع بعد وجود شرايطها اثم لقوله الـخو
و استحق الغزل لفسقه و يعزر لارتكا به ما لا يجوز شرعاً وكفر ان لم يره لو جيب اى ان لم
يعتقد افتراضه عليه (بن ملك رح ( در مختار ) پس ايمتنع او در قضا از حكم كردن پس از
موجود شدن شرطهاى شاهدس گنہكار ميشود از جہت ترك كردن او فرض را و مستحق ميشود معزول
شدن را از جہت فسق كردن او و تعزير كرده ميشود از جہت اختيار نمودن او آنچيز را كه
روا نبود از روى شرع و كافر میگردد اگر اعتقاد نداشت فرض شدن حكم را بر خود چنانكه
ابن ملك رحمه الله علیه ذکر کرده است و شرائطها نوعان ما هو شرط تحملها و ما هو شرط
ادائها الاول ثلثة العقل وقت التحمل و البصر فلا يصح تحملها من مجنون و صبى لا يعقل
و اعمى و ان يكون التحمل معاينة المشہود به بنفسه لا بغيره الا فى اشيار مخصوصة يصح
التحمل فيها بالتسامع ولا يشترط للتحمل البلوغ والحرية والاسلام والعدالة حتة لو كان
وقت التحمل صبيا عاقلا او عبدا كافرا او فاسقا ثم بلغ الصبى وعتق العبد واسلم الكافر
و تاب الفاسق فشهد واعدل القاضی تقبل ( بحر رائق ) و شرطهاى شاہدی دو قسم است
اول است كه شرط برداشتن شاہدی است و دوم آنست كه شرط ادا نمودن اقسم اول
كه شرط برداشتن شاہدی است - است ہو شیاری است در وقت برداشتن شاهدی و بینائی است
پس صحیح نمیشود برداشتن آن از دیوانه و از نابالغی که عقل نداشته باشد و از نابینای
شرطهای شاہدی
در میان شرطها
برداشتن
شاہدی
الی خواجه [ILL]
عن عبد الله
[ILL]
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
