Machine transcription
جلد دوم
١٣٥
كتاب الشهادة
بعاملائیکه گواهی ایشان قبول است آنکسانی را که بدستهای خود کار میکنند و نفسهای خود را بمز دوری
میدهند و میشاید اینکه این عامل که گواهی او قبول است بسیار دروغ نگوید و بسیار مخالفت
و عده نکند و همچنین میشاید اینکه آن کسب لایق او باشد باین طریق که کسب پدران و پد کلانا
او باشد و اگر چنین نباشد پس مر اور امروت نیست اگر آن پیشه نالایق و خسیس بو یعنی
باینطور که پدرش سوداگر بود و خود او کسب میکرد جولاهی را و یا سر تراشی را یا غیرترا
پس مر او را شاهد می نیست فالحاصل ان المعتبر العدالة ولا نظر الى الحرفة
الا اذا عدل عن حرفة آبائه الشريفة الى الحرفة الخسيسة
اذا كان بلا داع اليه من عجز او عدم اسباب او قلة يد
تقصره عن حرفة ابيه ولا سيما اذ لكان ابوه او وصيه علمه
فى صغره هذه الحرفة الدنية فكبر وهو لا يعرف غيرها
اما اذا كان بلا داع فيدل على رذالته وعدم مروته ومبالاته
وهذا مما يسقط العدالة مالو كان انتقاله لاحد هذه الاعذار المذكورة فتقبل دهان
عدلا ولا وجه لرد شهادته از تملة دلحمار) پس حاصل کلام اینست که معتبر در قبول گواهی بالا
بودن شاهد است و کسب او دیده نمیشود مگر کسب او دیده میشود وقتی که برگردد از کسبین
و خوب پدر خود بکسب خسیس اگر برگشته باشد از کسب پدر خود بغیر از خواهنده بآن کسب
خسیس یعنی گردیده باشد بغیر انه عذر مانند عاجز بودن کسکسب یا بسبب تا بودن اسباب
آن و یا بسبب کم بودن توان او که او را منع میکرد از کسب پیر او خصوصاً وقتیک پیر
ما وصی او آموخته باشد با و آن کسب خسیس را در زمانه خردی او و بعد از ان
کلان شده باشد و حال آنکه یاد نداشته باشد دیگر کسب را غیر از ان اما وقتی که
از کسب
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
