Machine transcription
(جلد سوم)
(شرح سلطنت اعلیحضرت امیر عبدالرحمن خان)
(سراج التواریخ)
(۹۵۵)
مکتوب
افتادن مال
و متاعی که
عبدالرشید
خان برده
بود
نامه
فرستادن
مردم وزیری
نزد سردار
گل محمد خان
پاسخ
سردار گل
محمد خان که
بمردم وزیری
نوشت
از جلال آباد
بازگشتن سید
محمد رشید
نام قاری
جلال آباد شد و هم در خلال احوال مسطوره که عبدالرشید خان قاماق اسلحه دار وشیر علیخان خانه سامان چنانچه گذشت فرار
کردند و مال و متاع تحویلی هر دو تن را کارکنان حضور موجودی نمودند از جمله یک قطعه تمغای بزرك بوزن نه توله و دو
ماشه طلا و یکدانه الماس بزرك میانه آن و سی قطعه الماس كوچك دور آن با تمغای كوچك پنج توله و هشت ماشه وزن
از طلا و قطعه الماس بزرك میانه و نوزده قطعه الماس اطراف آن و گل کمر چپار در توله و شانزده ماشه وزن از طلا
که بازده دانه زمرد بزرك و یازده قطعه الماس مرصع و مزین بود با تمغای مرصع كوچك دیگر و نشان مرصع
و مکال کلاه حضرت والا که تمغاها از آویزه سینۀ بی کینه همایونی بودند و یکدست کاه ساعت قاب طلا و چهار هزار
و هشتصد و پنج روپیه نقد که دانهای الماس تمغاها بوزن سه مثقال و بیست نخود و زمرد آن بوزن یکمثقال بود
و هزار مثقال طلا از آلات کمر و تمغاها و شمشیر و تلوار وسیلاوه بودند و یکدست کاساعت قاب نقره که همه را
از مال دولت با خود برده بودند در حساب کم آمد و از حصه دو قطعه تمغای اولین را که بشرح رفت باقطعات الماس
و زمردش شهزاده اسمعیل خان نامی که بمك خواز خوان احسان ایندولت بود از نزد عبدالرشید خان گرفته
بمیر محمد علیخان مهتمم پستخانۀ اسلامیه پشاور سپرد و او ارسال کابل نمود و مابقی را از شهزاده موصوف مخفی
داشته و یک قطعه تمغا و هر دو ساعت قاب طلا و نقره را از مال خود گفته بوی نسپرد و حضرت والا در روز بیست
و دوم جمادی الاولی پس از رسیدن هر دو تمغا بحضور میر محمد علیخان را فرمان کرد که بقیه اسباب و آلات مشروحه را
که از نوشته جات خود عبدالرشید که مطابق ثبت دفتر پادشاهی میباشند اگر در پشاور باشد و انکار نکند از او
گرفته ارسال نماید والا فلا اما در وقتی که این منشور برتوایکی وصول شد چون عبدالرشید خان از پشاور
رفته بود دیگر چیزی بدست نیامد و درین هنگام کشموری نامی از قوم تاجی خیل وزیری سکنه همالافه وانه
با نامۀ از تمامت بزرگان قوم وزیری که همه تنخواه خوار ایندولت بودند در روز سلخ جمادی الاولی نزد سردار گل
محمد خان که در دازه خوا اقامت داشت حاضر آمده چون نوشته بودند که بعضی از هواخواهان دولت انگلیس
میگویند حضرت والا با معتمدای دیورند که در کابل رفته بود زمین وانه را بدولت انگلیس عطا کرده است
اگر راست باشد مردم وزیری از اطاعت پذیری دولت مذکوره ابا دارند و از سردار رفیع مقدار امید وارند که
از صدق و کذب این امر ایشانرا اگاه کنند تا فکری بکار خویش کرده راهی که صواب باشد پیش گیرند پس سردار
مومی الیه در پاسخ ایشان نوشت که تا کانون حضرت والا بیش از تقدیم و تعیین حدود و خطوط فاصله آگاه نفرموده
و اگر تصفیه حدود در بین دولتین بوقوع پیوسته انجام یافته باشد هر آینه کار گذاران دولت انگلیس سند فیصلۀ
انجام پذیر با لخط خاص و مهر شرافت اختصاص حضرت والا حاصل کرده بدست خواهند داشت والا گفتار
ایشان را مخاطبی نپنداده راست نباید پنداشت و آنگاه که این امر از عریضۀ سردار گل محمد خان و خلیفه نور محمد
خان وقایع نگار با مجذور بحضرت والا مکشوف گشت هر دو تن را فرمان فرستاده نگار داد که بمردم وزیری بگویند
که غیر از هردو موضع در مده و برمل دیگر مواضع مسکونۀ قوم وزیری و دوری و مسعود متعلق بدولت انگلیسند
زیرا که مردم طوایف مذکوره از چار ده سال است که حضرت والا را رنجیده خاطر ساخته هر چند بایشان
اظهار از خودی و هم دینی وقومی کرد گوش بگفتار سعادت آثارش نداده و هر قدر اندرز و نصیحت فرمود
نشنیدند پس ناچار ملك ایشانرا بدولت انگلیس وا گذاشته حالا بخود میدانند و کار ایشان و حضرت والا بدون
از مردم در مده و برمل وغیره که اینطرف خط فاصله افتند در امور دیگر عموم که انسوی خط باشند مداخلت
نمیکند و چون تا کنون تعیین خط فاصل و نصب علایم منقضه نشده و هنوز حد جانبين نيك معلوم نبود
حضرت والا در ذیل کلمات مذکوره بخامۀ خاص رقم کرد که اگر فرستادۀ مردم وزیری باز نگشته
باشد سخنان فوق را زبانی باو بگوید والا بچند تن از بزرگان مردم وانه از طرف خود بنویسند و همدرینایام
اخفای سید محمد رشید نام بغدادی که قاری کلام الله شریف بود از راه کنور هند بعزم واراده تقبیل
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
