BrowseKitāb-i musṭatāb-i sirāj al-tavārīkh → page 959

Page 959

Kitāb-i musṭatāb-i sirāj al-tavārīkh · pages 1–1270


Page image — the source of record

Scanned page 959 of Kitāb-i musṭatāb-i sirāj al-tavārīkh

Machine transcription

(۹۲۹) (جلد سوم) (شرح سلطنت اعلیحضرت امیر عبدالرحمن خان) (سراج التواریخ) مقام آوردند که قلعه معقلی در موضع بریکوت بنیاد نهاده آباد کنند و لشکر بتسخیر کافرستان و تدمیر کفار سکنه و متوطنه قرب باجاور و جزار و انهار کاشته بتصرف آرد چنانچه بآهنگ احداث قلعه در موضع مذکور وجنك کفار کرده بتهیه لشکر پرداخت و سپهسالار غلام حیدر خان ازین عزیم جسورانه او آگاه گشته از حرکت خلافش مانع آمد و بذریعه عریضه کارکشان حضور اقدس را از ماجرا آگهی داد و حضرت والا که ضمیر منیرش آیینه جهان نمای فکر و تدبیر بود بقلعماس رای سپهسالار موصوف در رو زیاردهم ماه صفر تفکار داد که بزرگان و سرکردگان مهند با جاور و چترار عبث گفتار حیات آثار اهل غرض را بگوش قبول شنیده و با هم مخالفت ورزیده دست رد رهسپار بیکار و مقاتلت میشوند و اینرا نمیدانند که ملك از دست ایشان بر آمده زو دست که بتصرف دیگری در آید و در پایان کار چنان شد که حضرت والا بار بار گفته و تکرار میداد چنانچه دولت انکلیس هر دو محل را بتصرف کفار نشه نام آورده تصاحب نمود و همدرین ایام از سمرکشتن عزم خام همرا خان که انفا بشرح رفت کفار نشه نام در نهب نال رعایای وغارت مال ومتاع رعایای دولت اسلام اقدام کرده تنی از مسلمانان سکنه قرب موضع و مقام خودرا مقتول دولت اسلام ویکتنی را مجروح ساختند و مسلمانان نیز بتبع نفر از کفار را دستگیر کرده بقتل و زنجیر انداختند و چون قرین عفو سپهسالار غلام حیدر خان در بنوقت مشغول کار آمدن دیورند کامشه و فرستاده دولت انکلیس بود سر زنش و گوشمالی اشرار کفار را معطل بزمان فرصت گذاشت و مقارن انحال محمد حسن خان بن عبدالرشید خان توخی گردیدن و بکابل آمدن باشی از احفاد سردار رحیمداد خان که از راه بدخواهی دولت فرار کرده در هندوته بود از عریضه و استدعای محمد حسن خودش مشمول عفو گردیده بفرمان اجازت شهزاده آزاده سردار حبیب الله خان که اکنون جلیس سریر سلطنت بوده خان واعلیحضرت سراج الملة و الدینش لقب است با اهل و عیال خویش از پشاور در کابل آمده رهین تفقدات شهزاده نوکر دولت سپهر وساده کشت و همدر ینوقت کرنیل غلام رسول خان سفیر ایدولت بامر و فرمان حضرت والا حاجی بيك نام مسلمان وجواهر سنگ و کابوسنگ نامان هندوی زردوز را برای کار زردوزی دولت نوکر گرفته از کلکته شدن حاجی بك زردوز کابل کابل نمود و ایشان پس از وصول درین دیار و حصول شرف بار بستطیگه مامور بودند مشغول و مواظب گشتند وهمدر اثنای این احوال ملا خلیل مهمند را از تقدیر حی قدیر متعال ومقدر آجال جام حيوة لبريز گرديده در روز سیزدهم ماه صفر بدرود جهان کرد و چون رهرو خیم دولت وملت اسلام بود و بیرون از شریعت فوت ملا حضرت خیر الانام در امری اقدام نمی نمود باعث تأسف و تحسر حضرت والا شد و همدر روز پانزدهم ماه صفر خلیل مهمند پیر بخش نام مقد مقیم و تاجر پشاور را که شش هزار دانه طلای بخارایی را در عهد سلطنت امیر شیر علیخان مرحوم از مال دولت بقرار سند برای تجارت گرفته و مال التجاره اش در ترکستان و کابل چنانچه گذشت ضبط طف کابل دیوان سلطنت گردیده بود فرمان رفت که از پشاور در کابل آمده سند و رسید خودرا اگر داشته باشد بعمان شدن پیر بخش دیوان نموده قطع و فیصله حساب خویش نموده نسبت ستم بکار گذاران پایه سریر سلطنت نکند که مال و منال او تاجر را بدون استحقاق ضبط کرده اند وهمد بنوقت جنرال میرعطا خان که تجهیز از روپیه نقد و هفده رأس اسپ خروج سلوك وخيمه واسباب سفری میر محمد رضا بيك افغانی را که بطریق خدمت دولت سپرده و می سپرد بمصادره از وی ن و دنشار گرفته و از عرایض وقایع نکاران بکوش داد نیوش حضرت والا رسیده و بذریعه فرمان سهميا بن ستم از جنرال جنر ال مير مذکور پرسیده شده بود بتصویر اینکه میر مزبور از جوزاو عریضه نکار پایه سریر سلطنت گردیده که حضرت عطا خان والا از او استفسار جورش را فرموده است عرض پرداز گردیده انکار داد که میر محمد رضا بيك با قامت مردم با بزرگان های زندگی و های گندی واسطه ورابطه دارد و با هر کدام عهد و پیمان در میان نهاده روی دل همه را بسوی خود هزاره کرده است میباید چنین شخص در بین قوم و ملك نبوده مامور باقامه کابل شود که مبادا فرصت یافته فتنه روی روو آرد وحضرت والا ازین عریضه او میر محمد رضا بيك را که باچند تن از بزرگان قوم ونوکرانش از راه امید حصول جایزه خدماتش در کابل آمده بود بروز پار عام او را طلب حضور نموده و عریضه مذکور جنرال مزبور را باو داده ملزمش ساخت و فرمود که در ملك نرفته بکابل اقامت کند چنانچه شصت و هفت تن مردوزن

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Kitāb-i musṭatāb-i sirāj al-tavārīkh, page 959. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0009/959 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0009/959
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record