Machine transcription
( ۹۱۰ )
(جلد سوم) (شرح سلطنت اعلیحضرت امیر عبدالرحمن خان ) (سراج التواريخ)
بزرگی قوم سرافراز گشتن در بوزه خان
بزرگ قوم منسوب شدن در بوزه خان وغيره سوانح اینزمان
و همدرین ایام در بوزه خان بن میر افضل خان نورزائی که پس از فوت پدرش احرام بند کعبه امانی و آمال خویش گردیده از اقلیم سند قفلپای سلطنت شرف استسعاد حاصل کرد حضرت والا تمنای او را باجابت مقرون فرموده در روز سوم ماه ذی الحجه رقم بزرگی ایل نور زائی را بنام پدرش عطا کرده سرافراز و ممتاز نمود و همدین روز پروانه خان نائب سالار نظامی غلام حضور والا که از ایام صبی رهسپار خدمت حضور بود بدرود جهان کرده تخمیناً چهار لك روپيه نقد و جنس ما يملك او بسياق البدو مافى يده اولاه ضبط وتفويض کار کنان سلطنت شد و پس از وی پسرانش نظر بوفاداری و خدمتکاری پدر مبذول عواطف خسروانه گردیده رهسپر خدمت دولت آمدند و درین اثنا میرزا عبد الصمدخان کابلی محرر دفتر هیات که ادعای ابراز غدر و خیانت میرزا جیلانی خان سر دفتر انحا وعمال وضباط مأموره اورا بلك مارو چا کرده عریضة نگار پایه سر پر سلطنت شده بود بفرمان طلب در کابل آمده از حضور انور مأمور دفتر سنجش گردیده امر شد که ادعای خود را بپایه ثبوت برساند اما قبل از اینکه او بکار پرداخته غبن میرزا جیلانی خانرا بمنصه ظهور رساند آن میرزای خیانت کار در روز دوشنبه چهارم ماه ذی الحجه بدرود جهان کرده از سیاست گاه دنیا بحساب گاه عقبی شتافت وقاضی سعدالدینخان حکمران هرات حاجی میرزا محمد ابراهیم خان قزلباش را که بکار خلاصه نویسی دفاتر آنجا روز خدمت بسر می برد باسم عاریت بمأمور شدن دیگری پسر دفتری آنجا باجرای امور دیوان کاشت و او باندك توجهى تقريباً پنجاه لك روپيه از غبن و خيانت میرزا جیلانی خان و عمال و ضباطی که او مأمور کرده بود بروی روز آورده چنانچه بیاید از جمله این وجوه چهل لك روپيه را بفرمان و امر حضرت والا او و حکمران هرات از تجارای شریف ومشهد مقدس طلا خریده ارسال دارالسلطنه نمودند ومشار اليه بازای این خدمت که هفته وار در ماهی چهار بار نقل طومار وجوه بروی روز افتاده را ارسال کابل می نمود بعد از چند هفته منشور نایب سر دفتر هرات از حضور انور شرف صدور یافته از کابل بتدو او سرافراز شد
فوت پروانه خان نائب سالار
شرح خدمات شایسته حاجی محمد ابراهيم خان قزلباش
فوت باور علی خان و قتل میر زاعبد الغفار خان
فرار اختیار کردن مردم جمشیدی
و همدرینوقت باور علی خان حاکم غورات بدرود جهان کرده و میرزا عبد الغفار خان عامل اوبه و شفلان هرات از ضرب گلوله تفنك خطا مقتول گشت و هم سعید احمد بيك جمشیدی که ب شرارت و بدی معروف بود با پنجاه تن از اشرار قوم خویش راه فرار جانب دولت روس پیش گرفته و عموم مردم جمشیدی را در عرض راه بزبان اغوا ترغیب وتحریص بفرار کرده خودش وارد شوره شد و از کار گذاران دولت روس حاجتی را که در دل داشت روا ندیده طرف خاك ايران شتافت و از قفای او بزرگان قوم جمشیدی بهمان اغوائیکه او کرده بود کس نزد ذوالفقار خان مقیم موضع پس کمر فرستاده پیام دادند که سوار کاشته ایشانرا که راه فرار بر گرفته ترك موطن و مسکن کنند نزد او کانخازاده قدیم ایشان است برسانند و او پاسخ داد که سوار در خاك افغانستان نمی تواند فرستاد اما تعلیم و تلقین کرد که بیهانه چرایش دواب و مواشی خویش راه پس کمر پیش گرفته داخل خاك مقبوضه دولت روس شوند چنانچه چندی از مردم جمشیدی که در موضع کرخ مقام داشتند از مو قع بند گذشته خواستند که از راه فرار در خاك روسی رفته قرار گیرند اما سپه سالار فرامرزخان از ماجرا آگاه گشته و بسرحد داران نامه نوشته تأکید کرد که کسی را نگذارند که از خط فاصل گذشته داخل خاك روسی شود واز جمله پاینده خان که با كرنیل پیت انگلیس و افسران دولت روس مواظب تصفیه منازعه آنها در موضع چهل دختران بود چند سوار کاشته وسواران مأموره او در موضع چپ قول واقع وسط قرمقیه و چهل دختران رسیده سواران جمشیدی ایشانرا دیده عنان فرار جانب خاك روسی سبک گردانیدند و هفت تن از ایشان از خط فاصل گذشته بفتن باشش نفر شتر و دور اس مادیان گرفتار دست سواران پاینده خان شده با خود در توداو آوردند و روسیان ازین حالت آگاه گردیده سوار محافظ در موضع مقابل چپ قول کاشته امر کردند که مردم جمشیدی را نگذارند که در خاك روسى قدم گذارند و سرهنك محمود خان سرحدد ار ایندولت نیز باد گونك دولت روس را پیام داد
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
