Machine transcription
( ٨٩٥ )
( جلد سوم ) ( شرح سلطنت اعليحضرت امير عبدالرحمن خان ) ( سراج التواريخ )
ديك و سي ونه هزار وهفتصد وشصت ونه روپيه محصلي کپتان سيد ياقوت شاه بآن حواله و حصول شد
و مقارن اين هنگام دا کتر چانكرو ومستر كالنس نامان انگلیسان از خدمت و ملازمت این دولت استعفاء کرده
در هند رفتند و هم بفرمان حضرت والا هشتاد راس ماديان از بلخ و یکصد و بیست راس از قطغن بتوسط نائب
برات على ونائب حسن على ونائب شير على ونائب باي محمد ونائب شير محمد ونائب محمد يوسف ومحصلی نور الدين
شگردپره ملازم سواره نظام که جهت نسل و نتیجه گرفتن اسبان لندی و عربی که دولت خریده بود در کابل
رسیده با اسبان مذکوره یکجا کرده شده نسل گرفتند و هم درینوقت هشت هزار روپیه و هفتصد و هشتاد مثقال
طلا و دوازده راس اسپ و هفت فرد گاو وسه صد راس گوسفند از وجوه بقایای قطغن که از دفتر سنجش
حواله شده بود تحصيلى تاج محمد خان وميان نورخان نامان از سواران نظام با بوالدین نام جاسوس دولت روس
كه سيت محمد خان حاکم شغان گرفتار ساخته بود وارد دارالسلطنه گردیده تفویض کار کنان پادشاهی شدند
و هم هشتصد روپیه محمد سرور خان حاکم سابق خنجان بفتح محمد خان که از نقر او بحکومت آنجا مأمور شده
بود رشوت داده استدعای کتمان چور و ستمیکه نسبت بضعفای رعیت از قوه بفعل آورده بود کرد و او بنابر
عهدنامه مقرره حکام که بدولت داده مأمور حکومت میشدند که بیرون از تنخواه جیره و دیناری را از مال دولت
و رعیت حیف ومیل نکرده رشوت نگیرند واکر بخلاف پيمان اقدام در امور مذکوره نمايند دشمن خدا ورسول
وقاتل حسنین رضی الله عنهما بوده واجب القتل باشند مبلغ مذکور را ارسال پایه سریر سلطنت نموده بامر التزام گرفتن
حضرت والا تحويل خزانه عامره كشت و همدرین ایام از جسارت و شوخ چشمی مردم قطغن که از حکم قدغن حضرت والا
از مردم قطغن
دولت نیندیشیده از مناشيریکه بنام ایشان چنانچه گفت بپرا میده و سیندان خود را از راه خفا در خارج مملکت و بدخشان در
برده میفروختند و از قحطی گوشت در کابل روبفت و تنزل نهاده باعث اضطراب شهر و اطراف آن گردیده حضرت باب گوسفند
والا محض برای غمخواری رعایا و تشدید حکم سلطنت غلام محمد خان ضابط سایر خان آباد را فرمان کرده از
بزرگان مردم قطغن و بدخشان که هزار عريضة ميرزا عبدالرحيم خان سر دفتر آنجا درینوقت بجاه مزار خانه خراب
آمد التزام گرفت که گوسفند و بز وگاو را در خارج مملکت نفروشند و اگر از این واحکام پادشاهی عدول کنند
درابن ومواشی که از راه خفا در خارج برند و بدست کار گذاران دولت بیفتند ضبط دیوان سلطنت شوند و مقارن
اینحال سید جعفر خان حاکم غوری نیز یکصد و بیست راس مادیان غرمانی که از حضور انور بپنامش شرف اصدار
و عز ارسال یافته بود از وجوه زکوة گله داران آنجا برچیده در کابل فرستاد و هم سرای جلال آباد که بامر اقدس
بنیاد نهاده شده بود باهتمام میرعلم خان مشتمل بر چهل و چهار کنبد ساخته و افراخته و پرداخته گشت و همدرین معفو کرد
هنگام سردار محمد اکرم خان بن سردار فقیر محمد خان مرحوم که از عریضه واسطه های خودش قرین عفو و مرحمت شدن سردار
محمد اکرم
حضرت والا گردیده فرمان اجازت آمدن در کابل بنامش شرف اصدار و عز ارسال یافت و او مال ومتاع و احمال خان معروف
و اثقال خویش را فروخته از پشاور که محل اقامتش بود براه پشاور پیش گرفت و از عريضة که ارسال پایه بکاگو جان
سریر سلطنت نمود حضرت والا را از عسرت و ذلت و عدم زاد و راحله او آگهی دست داده از کمال مروت و مرحمت
تنخواه کافی برای او معین فرموده چنانچه بيسايد انشاء الله تعالی در کابل آمده مورد اشفاق شاهانه گشت و همدر
ز و ذیحجه دوسیه شوال حضرت والا از عريضه واستدعاى عمة محترمه اش والده عبد العزيز خان بن سردار عبد الغنی
خان مرحوم و سردار محمد امانخان بن سردار محمد زمانخان مغفور هزار و هفتصد و پنجاه روپیه تنخواه سالیانه
برای هر دو تن معين ومقرر فرموده محمد اعظم خان و محمد غوث خان كاشتكان دولت را که جهت امر تجارت در پشاور
اقامت داشتند فرمان کرد که بایشان نقد داده رسید حاصل کنند و سردار محمد امان خان در ازای این احسان
کار اخبار نویسی را پیشه خویش ساخته از احوال نيك خواهان و بدخواهان دولت بیپایه سریر سلطنت نگار
شدن آغاز کرده مشغول و مواظب گردید
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
