Machine transcription
( ۸۸۴ )
( جلد سوم ) ( شرح سلطنت اعلیحضرت امیر عبد الرحمن خان ) ( سراج التواريخ )
مقام گزیدند و بالشکرمتکی بحدید طرمق که از همه پیشتر رحیپ خدمت دولت گردیده بکنار اینسوی نهر هیرمند
رسیده بودند بآهنگ جنگ کوس جدل از جانین کشته وزخمدار گشته وچون آلتی شرارت و ضلالت گروه
شقاوت پژوه هزاره بغایت ملتهب گشته تا منت امواج قاهره از محاربت ومقاتلت ایشان در عجز وحت و بوقاء تراجعت
شدند حضرت والا بنود تصمیم عزم رفتن وتنبیه وتهدید آن قوم شریر کرد و شهزاده والا جاه ازعزم وارادهٔ
حضرت والا آگاه گردیده بذریعه عریضه استدعای این خدمت کرد و بعرض رسانید که تشریف بردن ذات محاسن
صفات حضرت والابرای سرزنش مشتی از جهلهٔ هزاره درخودشان پادشاهی پست امید که خادم دولت را اجازت
رفتن و رفتن و جودناك آنقوم عنایت گردد تا کار راست کرده اگرخواست خداوند تبارك وتعالی باشد مظفر
ومنصور غبض دست بوس نایل آیم و حضرت والا بخط خاص نوشت که عرض پاك است و خود شما تا کرده
و گروه هزاره کوه بندو مردم افغان است و مرکزرهای قوچ تنها نادان و مرده هزاره طپبنده اگر سرکوبی ایشان
طول داشته باشد شما نمی توانید وشهزاده ازین نوشته حضرت والا تا حرت جانب هراز رجعت کرده با دامن اصطبار چید
ذکر واقعات متفرقه وامورات متشتته (۱) این ایام
و هم در خلال اختلال و قتال وجدال مسطور در روز پنجم عقربو رماه مذکور که بوگد امپر محمد خان چنانچه
گذشت وارد منزل کردن دیماز شد بزرکان قوم سلیمان خیل از تلتیم (۲) سده علیای سلطنت مستشعد گردیده
حضرت والا همه را مشمول عواطف خسروانه نموده هزارو ششصد و شصت و شش روپیه و دولت یکروپیه کابلی بنام
شهاب الدین خان و هشتصد روپیه بنام نیکی خان و ناموز خان وکشمیر خان و محمد قاسم خان ومحمد اکرم خان وملادین
گل خان وشهاب الدین خان عمر مذکور واسد خان نامان قوم او سالیانه تنخواه مرحمت ومعین فرموده سزافراز وممتاز
ساخت و هم یکهزارو ششصد و شصت روپیه کابلی ودونك یکروپیه برای محمد امین خان بی محمدکریم خان که فرار
هند وعفو بفرخط گردیده و ازراه حصول اجازت در کابل آمده بود تنخواه سالیانه معین گشت و هم یکهزار
وششصد و شصت و شش روپیه کابلی و دولت یکروپیه تنخواه سالیانه بسید محمد سرور خان بن سید محمود خان
کنری که باپدرش ازراه فرار در پشاور رفته وازانجا پاس کار گذاران دولت انگلیس درحسن ابدال شد ومقام
کرده واز در انابت روی التجا بسوی سدهٔ علیا نهاده سبأكش عفو گردیده بود مرحمت ومقرر گشته از حضور
انور مأمور وقایع نگاری خفیہ پشاور شد و همدرین هنگام میرزا محمد اکبر خان بن میرزا عبدالرزاق مستوفی
متوفی که بحضور انور کار جمع و خرج تجارت بادام و خلعت خواص وعوام ایام را که ازدولت عطا و مرحمت
شده بود میکرد از سبب وجوه بقایای زمان کاره داری ترکستانش که بنابحص وتجسس میرزا محمد حسین خان و یزبانش
ازدفتر سنجش بروی روز افتاد محبوس گشت و همچنین بیست و سه هزار و هقتصد وشصت و نه روپیه از درك
چنده نظام وبیست هزار و نهصد و نود و شش روپیه از درك وجوه خزانه امیرشیر علیخان مرحوم از دفتر مذکور
بنام داده شونا جر کابلی وغیره بمنصهٔ ظهور پیوسته بتحصیل محمد علی خان کپتان نظامی حواله و بموروايام حصول
شده واصل خزانه عامره گشت ومقارن اینحال دوهزار روپیه کابلی از حضور اقدس تنخواه سالیانه بمحمدایوب خان
ومحمد عیسی خان پسران تاج محمدخان موجو، قزلزائی که فرار هند بودند و از راه انابت روی ضراعت بسوی ایندولت
نهاده پس از حصول اجازت در کابل آمده شرف بار حاصل کردند مقرر گشت واین محمدایوب خان در ایام کار
چنانچه در جلد چهارم نگار خواهد یافت از مشروطه خواهی در جلال آباد بامر اعلیحضرت پادشاه بدین وماد
سراج الملة والدین روز گار حیاتش از صدمهٔ آتش توپ بتباهی رسید وهم نوزده لك و بيست و هشت هزار
و دو صد و هجده روپیه نقد و هشت هزار و نود و دو خروار جنس غله از درك بقایای سابقه بمعاشی
سنجشیان کابل مکشوف افتاده بتحصیل قلندر خان کرنیل حواله و بمرور شهور حصول شد و نيز سه لك
و هفده هزار و ششصد و بیست و هشت روپیه نقد و یکهزار و هفتصد و هفتادو دو خروار غله از ذمته موصوف
بتحصیلی میر اسمعیل خان رساله دار ازدرك بقایای قرای جنب شمالی کابل حواله کردیده بحصول پیوست وهمچنين
ذکرواقعات
و واردات
متفرقة این
ايام
(۱)
متشتته یعنی
پراکنده
(۲) تلتيم
بوسیدن
شرح خدمات
سنجشیان
کابل
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
