BrowseKitāb-i musṭatāb-i sirāj al-tavārīkh → page 893

Page 893

Kitāb-i musṭatāb-i sirāj al-tavārīkh · pages 1–1270


Page image — the source of record

Scanned page 893 of Kitāb-i musṭatāb-i sirāj al-tavārīkh

Machine transcription

( ٨٦٣ ) ( جلد سوم ) ( شرح سلطنت اعلیحضرت امیر عبدالرحمن خان ) ( سراج التواریخ ) هند بتفصیل شمایل سراپای ایشان حضرت والا را آگهی دست همیداد و از جمله یکی بدست نه افتاد که درج تاریخ میشد و مجلشان از راه حصول مدعا بتغیر لباس و زبان مخفیانه گردش کرده باز همی گشتند این یکتن را برای جرم مطالعه کنندگان کتاب مناسب دیده نگار داد و عهده اثنای اشغال نوکران حاکم ارزکان یکتنی از هزارها را شرح ستمی بنام تفتیش و تجسس سلاح بآهن وسنك داغ کرده بهلاکت نزدیکش رسانیده و از اسلحه سراغی نیافتند و دیگر مقسوبان حاکم هزارگان او را بابدن خسته وتن پر آبله وسوخته نزد جنرال شیر محمدخان حاضر کرده دادخواستند و او نوکران ارزگان حاکم را از چنین کردار ناهنجار منع کرده ده روپیه جرم بزدمۀ ایشان نهاده تحویل خزانه نظام کرد و همچنین بيك تن از فیض الله نامی مردم هزاره سكنه چوره راخوف وبيم داده نقد و جنسی از هر کدام گرفته در کیسه آز و مرام هزارگان خود همی اندوخت تا که جنرال شیر محمد خان آگاه گشته او را در نزد خود طلبیده نصف وجوهیرا که از هزارگان گرفته بود زجراً اخذ و قبض کرده رخصت مراجعتش داد وانگاه که حضرت والا از عریضة وقایع نگار آنجا از ماجرا آگاه گشت در روز نوزدهم مذ کور ماه رجب جنرال مذکور را فرمان تنبیه و تهدید فرستاده دست او وسپاه تحت رایتش را از ستم کوتاه فرمود و همدرین ایام دوصد و هشتاد تن از زنان و پسران و دختران اشرار هزاره صدور فرمان که خود ایشان در زندان کابل بکار گذاران دولت نام بنام مکشوف داشتند حضرت والا در روز بیست و ششم رجب بجنرال طلب بنام شیر محمد خان فرمان کرده واو همه را در کابل فرستاده در پای کار زنان پیرایشان پس از پاساز سیدن شوهران خود مقسوبان بامر اعليحضرت سراج الملة والدين چنانچه بيايد حكم رخصت باز گفتن جانب موطن ایشان صادر گردید. برفتند اشرار هزاره و دوشیزگان ایشان بنوز كان بار وغيره اعيان کار بخشیده شدند و همچنین اشتر از احاد وافراد سپاه وغيره خادمان قدغن شدن دولت زنان بیوه و دختران دوشیزۀ هزاره را بنکاح وزنی ملك شده و هنوز میشدند که حضرت والا از عرایض زن بنكاح وقایع نگاران برما جرا آگاه گشته فرمان قدغن نکاح ایشانرا را در قام و ار سال نموده امر و تا كيد كرد که هر که از زنان گرفتن از و دختران هزاره را بنکاح بگیرد خود را از ملازمت دولت موقوف و معزول دانسته واجب سه سال را بدولت زجراً مردم هزاره مسترد کندوا کر خود مردم هزاره بخواهند زن و دختر و پسر خود را بفروشند بسجل و مهر قاضی و حاکم هر قدر که میخواهند غلام و کنیز خریده ده يك بهای آنرا محصول بدولت بدهند و از صدور اینحکم مردم هزاره که از میان سر کین اسبان چنانچه گذشت تحصیل قوت می نمودند ممر معیشت یافته بهزاران زن و فرزند دوختر راز د والی ده سیرجو وجواری و گندم فروخته عمرت موت ایشان بمسرت مبدل گردیده تجارت بزرگی روی کار آمد چنانچه هر كدام از سپاهیان که رخصت منزل و مقام خود حاصل میکرد چند تن برده و کنیز اور ده میفروختند و ازینراه کر کبهی ماند کا پیکی و دو تن کنیز و غلامر امالك اشدو مقارن اینحال سوارخان هزاره سكنه فتوی بهدایت و دلالت و نامه و پیام سلطان علیخان بن سردار شیر علیخان جاغوری که طریق خدمت دولت سپرده و می سپرد در موضع قلندر نزد او حاضر آمده پس از حصول تسلیت و دلجوئی براه باز گشت بر گرفته با او قرار داد که دیگر زرکان هزاره بوباش را نیز با خود نزد سمندر خان حاكم ارزکان آورده جبین ضراعت در زمین اطاعت بسايد چنانچه با جمعی از زرکان حاضر آمده و گرفتار نشسته در پای کارسیاسا رسید و درخلال اینحال از کثرت نزول برف و شدت سرما از ارزکان تا قول خار نجا، وسه تن از مردم هزاره هلاک کردید وهم دواب ومواشی زیادی از دولت تلف گشت و هفت راس اسپ و چهار نفر اشتر از مال و مواشی سر کاری در نفس ارزکان سقط شد و ازین سبب حکام آعظام وافسران نظام قامت دواب ومواشی دولت را از هر جا که در حرکت داده در تبرین فرستادند که از آسیب سرما ایمن شوند و هم در خلال احوال مذکوره مولا دادخان و کرنيل محمدخان که با اشكر نظامي و مکی راه تعاقب و كرفتار ساختن فرار شدگان و فساد پیشگان هزاره بر گرفته بودند و از جبه چنانچه گذشت احد بيك و با قربيك و آقا محمد بيك و محمود نامان را گرفتار ساخته سپس از فضای فراریان اشرار راه دولت یار بر گرفته و تا قلعه سردار محمد خان دولت یاری رفته از آنجا در موضع پوزه لیچ شده بعد جانب پشت رود باز گشتند از حدود پشت رود گرفتاران اشرار هزاره را بکابل قندهار نموده خود وارد محل حکومت واستقامت خویش شدند و در عین گردش و تردد ایشان که در جبال هزا رجات بیهای بردند چندتن

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Kitāb-i musṭatāb-i sirāj al-tavārīkh, page 893. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0009/893 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0009/893
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record