Machine transcription
( ٨٣٠ )
( جلد سوم ) ( شرح سلطنت اعلیحضرت امیر عبدالرحمن خان ) ( سراج التواريخ )
(۱)
شاخه بلند
و مرتفع
فوت كپتان
عبدالشكور
خان در ارز
گان
شرح تقسيم
كردن
حضرت والا
افواج قاهره
را در هزار
جات
(۲) وجه
تسميه اين
فوج از سبب
سوقی محمد
افضل خان
بنام مذكور
موسوم شده
بود
و بطاقت بودند هیچ نیندیشیده و در همه جا بخدمت دولت يك هی کوشیدند اما در انجا از سیب جبال شاخه (۱)
ترك تهور نموده دفعه حمله نكرده مترصد فرصت بوده فرو كش كردند و مقارن اينحال سپهسالار غلام حیدر خان
دو ضرب توپ دولت را كه هزارگان كرفته و آلاتش را غارت كرده و شكسته بودند بدست آورده در قندهار فرستاد
که مرمت كرده شوند و هم در ينوقت كپتان عبدالشكور خان فوج پیاده دوم هراتی از مرض و با بدرود جهان
کرد و هم در روز پانزدهم مزبور ماه مذکور چون امر ازرگان انجام یافته بود سردار عبدالله خان حکمران قندهار
بفرمانيكه بنامش شرف اصدار یافت جهة اجرای امور نزديك و دور آن دیار بالشكريكه همراه داشت راه مراجعت
جانب قندهار پيش كرفته بكار محوله خویش مواظب كشت و از جمله زنان و دختران مردم هزاره كه اسير و دستكير
اعداد سپاه شده بودند سه صد و شش تن خمس همه را كه حصه دولت بودند در تيرين فرستاده كه از آنجا رهسپار
کابل شوند و سپاهیان ملكی و نظامی اسیران خود را بعضی فروخته و برخی متصرف شده بخانه و مقام خویش
فرستادند و غیرازین اسیران که در جنك گرفته شده بودند هزاران زن و دختر دیكر را چون حکم خرید و فروش
صادر شده بود از راه تجارت در داخل و خارج مملکت فرستادند چنانچه در اندرون مملکت کم کسی از شهریان
و روستائیان ماند که زن و دختر هزاره را مالك و متصرف نشد آری بد اول کریه من يعص الله و رسوله فقد ضل
ضلالاً مبينا اینچنین قومی که همواره ممرتکب عصیان خدا و رسول بودند و با وجود ادعای مسلمانی مباشر هزار گونه
ذمايم افعال و قبایح اعمال میشدند تا اینکه بپادشاه نیز عصیان ورزیده چنین حالت را دیدند و بكیفر کردار نابكار
خود رسیدند و از انسوی جنرال شیر محمد خان و كرنيل فرهاد خان که در قلعة عبد الله بيك توقف کرده بودند
بنامه و پیام سپهسالار غلام حیدر خان از آنجا روی بسير بسوی شوداغ نهادند و هم پرکد محمد صادق خان و کپتان
محمد افضل خان با سپاه شان که سه فوج پیاده نظام و توپخانه بودند بافیض محمد خان قاچوغی با شیر از راه دره شاه علی
جهة معاونت جنرال شیر محمد خان و کرنيل فرهاد خان پاغای سپهسالار موصوف عزم تنبيه وتهديد اشرار را كه
در شیر داغ انجمن شده بودند كردند ابتداً بدوثن قبیل از وصول ایشان تمامی قشلاق و آبادانی علاقه شیرداغ را
بمهر وغلیه متصرف کردیده و آتش زده بسوختند و وجود نامسعود هزار کانرا بجاروب سرزنش روفتند و از
مشاهدة اينحالت بزرگان مردم چهل باختو خود را قرین دمار دیده از راه امانت نزد جنرال شیر محمد خان و كرنيل
فرهاد خان حاضر كرديده حبين اطاعت بزمین ضراعت سوده زبان استكانت بعفو تقصير وامان جان خواستند
و ایشان همه را تسلیت و امان جان داده امر کرد که رفته بقيه ايل والوس خود را از کوه فرود آورده
بمنازل ومساكن ایشان جای دهند خلاصه مردم پشته وشیر داغ را نظم ونسق نهاده تا روز بیست و هشتم
ماه ربیع الاول در آنجا درنك كرده جنرال مير عطا خان و بركد محمد صادق خان و کپتان محمد افضل خان
و فیض محمد خان نیز بایشان پیوسته تا روز مذكور باهم فرو كش کرده روز بسر بردند و چون کار
بغات هزاره بدون از مردم قلندر حسب المرام بانجام و اتمام رسيد حضرت والا افواج قاهره را تقسيم ومأمور
اقامة مواضع مستعده هزارجات فرموده فرمان کرد که محمد حسن خان کپتان بافوج پیاده حواله داری و دو
ضرب توپ جلوی و دو ضرب توپ قاطری وصد تن سواره کشاده اوزبکی و سه صد تن پیاده ساخلو در سنگ ماشه
جاغوری و كرنیل فرهاد خان با فوج پیادة هزاری و دو ضرب توپ قاطری وصد تن سوارۀ اوزیکی در میر آدینه
و جنرال شیر محمد خان با فوج پیاده قوقل زائی و فوج سوم پیاده هراتی و چهار ضرب توپ قاطری و صد تن سواره
اوزبکی و صدتن از فوج سواره عباسی و دو صد تن پیاده ساخلو وصد تن سوارة كشادة غلام حيدر خان هزاره
غزنین در ارزگان و کپتان فتح محمد خان با فوج پیاده پنچشیری و چهار ضرب توپ قاطری و پنجاه تن سواره کشاده
و دو صد تن پیاده ساخلو در سنگر دایه حجرستان و کپتان عبدالصمد خان بافوج پیاده بهلولی و فوج پیاده سوق (۲)
و دو صد تن سواره نظام وصدتن پیاده ساخلو در کيزاب وكپتان غلام حیدر خان بايكفوج پياده و چهار ضرب توپ
قاطری در اشکار آباد شده هر كدام بمقامیکه رقم كشت رفته مقیم کردد واردو بازار ساخته روز خدمت باستراحت
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
