Machine transcription
( ۸۲۲ )
( جلد سوم ) ( شرح سلطنت اعلیحضرت امیر عبد الرحمن خان ) ( سراج التواريخ )
خان حکمران قندهار با عساکر ملکی و نظامی آن دیار که در تحت رایت داشت برطبق قراریکه بامر حضرت والا
تمامت افسران افواجیکه از چار طرف روبارزگان نهاده باهم قرار داده بودند که در يك روز داخل آنجا شوند
از راه قول خارطی مراحل کرده در موضع اوبه تو فرود کشت و در زیر کتل ارزگان لشکرگاه قرار داد و از جانب
دیگر جنرال شیر محمد خان و جنرال میرعطا خان و برگد محمد صادق خان و کرنیل فرهاد خان با افواج قاهره
تحت رایت ایشان که روی یورش بسوی ارزگان نهاده بودند در روز مذکور وارد کرماب گشته فرود شدند
و مقارن اینحال از جانب شمال سپهسالار غلام حیدر خان و برگد رحمت خان که از راه تخت میرحاجیهای سه پای شده
بودند هزارگانرا زده و کوفته وارد آنجا شدند و هم مولاداد خان و کرنیل محمد خان با لشکریان داخل میزان
شده فرو کش کردند و از جمله افسران مأموره تسخیر ارزگان سردار عبدالله خان در شب بیست و ششم ماه صفر
کتلی را که در زیر آن اردویش را فرود آورده بود باعداد رجال نظامی وملکی و ساخلو استحکام داده
وهزارگان از کتل مذکور وغيره مواضع مستعده کهسار که بآهنگ کارزار گرفته و نشسته بودند فرود گشته
در نفس علاقه ارزگان جای گزیدند و جنرال شیر محمد خان باجنرال میرعطا خان و کرنیل فرهاد خان و برگد محمد
صادق خان بساعت هفت اول روز بیست و ششم ماه صفر لشکر را کوچ داده داخل ارزگان شدند و سردار
عبدالله خان بساعت سه از اخیر روز مزبور داخل علاقه موصوف شده همه عساکر منصوره با هم پیوستند و
شليك توپ شادمانه بتقديم رسانیدند و هزارگان بعضی از راه فرار روبکهسار نهاده برخی در اندرون دو قلعه
در آمده بقلعه داری پرداخته تن بمرگ دادند و دلیران سپاه روی ستیز بسوی هر دو قلعه نهاده هنگامه رستاخیز
برپای کردند و بسیار تن از جانبین بخاك هلاك افتاده در پایان کار هر دو قلعه را مسخر و مفتوح ساختند و یکصدو
چهل تن از مردان و زنان و پسران و دختران هزار کانرا اسیر گرفته مال و متاع و مواشی و دواب بسیار
بغنيمت متصرف شدند و مابقی از طریق فرار رو بکهسار ادبار نهادند و آنگاه که افواج منصوره فتحیاب گشته
سپاه سابق که در تنگنای محاصره هزارگان گرفتار بودند کشاده بال وفارغ حال شدند چند تن از بزرگان قوم فیروز
سکنه ارزگان با سرو پای برهنه قرآن شریف را بروی دست ضراعت نهاده از راه انابت حاضر لشکرگاه شده
بشفاعت قرآن عفو گناهان وامان جان خواستند وابو لبای دولت عذر ایشانرا پذیرفته و از تسلیت همه را دل
بجای آورده رخصت باز گشت جانب ما وای ایشان داده امر کردند که دیگر سر گشتگان بیدای جهالت رانیز
دلالت بر اطاعت نموده هدایت و مراجعت جانب منازل ومساکن مخروبه ایشان نمایند تا حاضر آمده سنك وكلوخي
بذور عیال واطفال خود چیده روز انقیاد بسر برند که بکلی مستاصل نشوند و ایشان باز گردیده مراحم اندوز
و نصیحت بیای برده از وخامت عاقبت کار ایشان در عدم اطاعت نيك فهمانده همه را روی دل بسوی دولت
آور دند چنانچه مردم درۀ شاه علی و طوایف سعید درویش وقدم و نيك روز وشیخه نزد سردار عبدالله خان
کس فرستاده پیام دادند که ا کر واقعاً امان جان یابند و بمثابه بعضی که برخی از افسرانش بتوسط سادات وسوگند
حاضر کرده مقتول ومحبوس همی کردند نشوند هر آینه پیش آمده سرکشی نخواهند کرد والا که بجزم استیصال
و اضمحلال ایشان پیشنهاد خاطر دولت و خادمانش باشد چون جان شیرین است خودرا خود بهلاکت نخواهند
داد وسردار عبدالله خان پاسخ وافی و تسلی کافی داده همه را مستمال ساخت و شاه سعید خان رساله دار را با پیش
آمدگان مردم فیروز بخواهش خود مردم طوائف مذکوره نگاشته اسلحه همه را بگرفت و از سمر گردیدن فتح
ارزگان و اطاعت ورزیدن مردم سکنه آن اشرار مردم قلندر که تا اینوقت باستظهار آنمردم با سپاه دولت جنگیده
سر بر خط فرمان نمی نهادند دل از دست داده از کردار زشت خویش نادم و پشیمان شده راه اطاعت پیش گرفتند
چنانچه تو به نامه در حاشیه سوره مبارکه تو به از سور قرآن مجید بکار داده بتوسط بزرگان قوم آنه هزاره
جاغوری نزد جنرال میر عطاخان فرستاده عفو تقصير وامان جان خواستند و او فرستاده ایشانرا برخصت مراجعت
داده پیام فرستاد که اگر از در صدق سخن رانده اند بزرگان خودرا در لشکرگاه بفرستند تا قراری برای زیست
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
