Machine transcription
(۸۰۲)
(جلد سوم) (شرح سلطنت اعلیحضرت امیر عبدالرحمن خان) (سراج التواریخ)
غوث الدینخان ابواب قلعه میمنه را بروی اوبسته اسباب انحصار بروی کار آورد وسپاه نظام مقیم آنجا را
از غیرت مردانه ام راست گردیده از در مدافعت بمحاربت او کرانیده مغلوبش ساختند و او در اطراف و نواحی
قلعه جای گزیده کشش و کوشش مینمودانه هیچکره تا که سعد الدینخان حکمران هرات از ماجرا آگاه گردیده
برگد عبدالاحد خانرا با یکفوج پیاده نظام از قلعه نو که چندی قبل ازین از سبب رفع فتنه و دفع فساد هزاره آنجا
چنانچه از پیش رقم کشت رفته بود از راه معاونت جنرال غوث الدینخان مأمور رفتن در قلعه ولی کرده اصطکامات
در آنجا نمود هم سرتیپ احمد گل خانرا با پیادگان ساخلوی تحت رایتش و مردم افغان سکنه مرغاب امر کرد
که در قلعه ولی رفته مهدو ارك و چهار شنبه را که ممر و مانشه ابد کوفته خانتك وجود ایشانرا رو بته راه آمد
شد هرات و میمنه را که مسدود ساخته اند از خسی و خاشاک وجود آن گروه ناپاك پاك كنند و او وارد آنجا
گشته دواب ومواشی بسیاری از آنمردم را غارت نموده راه را مفتوح کرد و محمد شریف پسر والی از خام خیالی
میران هزاره و ا بزنگی که از پیش وعده نکر آن داده شد نامه فرستاده همه را تاکید پر پیکار کرده پیام داد که
با سپاه دولت مردانه مقاتلت نموده او را معاون خویش دانند اما چون انشاالله نگفته واراده اش بخلاف امر
خدا بود رسوایش ترسیده پس از چهار محاربه سخت و قتل و جرح زیاد مغلوب هواخواهان دولت گشته
و زخم تیغ برداشته از موضع بلچراغ راه چول جانب نجده فرار کرد و با تن زخمدار و کیسه خالی از مؤنت و روز کار
وارد آنجا شده از حاکم آنجا بدر یوزه زاد و توشه طلبیده و او از سبب شرارتش چیزی و پشیزی نداده مایوس
گشت که انشاء الله مفصل احوال شرارت مآلش بعد ازین در موقعش رقم خواهد شد و در خلال قتال او
در اطراف میمنه سپهسالار غلام حیدر خان که رهسپار هزارجات گردیده بود از هر ص راه جانب میمنه عطف
عنان کرد و هم میرزا بوطالبخان با هفتصد تن سوار از آنه روی بدانوی نهاد که در حقیقت و نفس الامر باعث
منتشر گردیدن اشرار میمنه ایندو تن شد عنا کرده از آوازه چیره دستی شریف شرير اكثر از نمك خواران
خوان احسان دولت روی از سعادت برتافته بسوی او شتافته بودند و از جمله یکی صد باشی خدای نظر خان سر
کرده سواران کشاده آنه بود که با دو تن از دهباشیان و هفت تن از سپاهیان سواره تحت رایتش گریخته با اشرار
میمنه بار ومدد کار کشت و فراز وادی ادبار شد
شرح حال سرکشان و اشرار هزاره و دخچسال
و در ایام قتال وجدال اشرار میمنه بغاة هزاره که از هجرستان چنانچه گذشت هزیمت یافته در ناوه چقماق
سنگر افراخته طرح استحکام انداخته و از بیم سپاه و خوف مرض و با دل از دست داده بودند و هر روز صدهاتن
را بخاک میسپردند کس نزد جنرال میر عطا خان فرستاده امان جان خواسته خواستن آن نیز کردند که افواج قاهره را
از هجرستان بیرون کشیده بعد اسلحه و اسباب دولتی را که غارت کرده اند تمام داده سر بر خط فرمان نهند و جنرال مذکور
جواب داد که بزرگان خود را در لشکرگاه بفرستند تا با ایشان مذاکره کرده قراری برای زیست روز کارایشان نهاده
شود و هزاره کان نظر بشرارت خویش و مشاهده اینکه صدها تن از ایشانرا بهمین پیام و سلام و فرستادن سادات گرفتار
دست هواخواهان دولت دیده بودندا. کش شده هیچ نگفتند و مقارن اینحال سمندر خان سر کرده لشکر ملکی مردم
کوهدامن و کوهستان کابل در روز چهاردهم مذكور ماه محرم از کندره راه تدبیر گروه شریر هزاره بر گرفته
در با میان باردوی منشی محمد یوسف خان پیوست و در خلال احوال مذکوره دو صد و سه نفر از سپاه نظام
ترکستان بدون اراده اد عیلی بمرض مهلکه و با بدرود جهان کردند و در روز مجدهم ماه مذکور بتوسط
میرزا محمد حسین خان وغيره سر کردگان دفتر سنجشی بخا بو هفت تن از مامورین علم مساحت مأمور غزنین شده
حاجی محمد نبی بن ناظر نعیم که پیش بی بسر کردگی ایشان سرافراز گردیده بناه نجز در غزنین رفته جور و ستم زیاد
بمردم آنجا خصوص مردم هزاره نموده چنانچه باید خامه بزرگان طوائف محمد خواجه و چهار دسته و جیغتو را
بهمت خط فرستادن ایشان در مشهد گرفتار زنجیر عتاب پادشاهی ساخت و هم در باب مساحت اراضی ایشان
شرح حال
اشرار هزاره
مساح مامور
شدن در
غزنین
و نواحی آن
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
