Machine transcription
(۷۷۹)
( جلدسوم ) ( شرح سلطنت اعلیحضرت امیر عبدالرحمن خان ) ( سراج التواریخ )
وصالحان کامل بروی کار آیند که انشاءالله الکریم در مجلس رقم میگردد و پس از تفرق نفاق ومحن ارسال این نامه
شاهانه که برانگیزندهٔ ندامت اقوام افغان بتحصیل معارف بود بزرگان قوم زرموک که از راه اطاعت حاضر کابل
کردیده وجبین ضراعت بخاک آستان سوده بودند و همه بجاه و دولت بحساب می آمدند ودوش ایشان از مرض و با
و مانع زندگانی کاسته بجاه تن ازهمرابهی ملوکانهٔ اعلیحضرت بخلع مخلع فاخره کردیده رخصت مراجعت بجانب
مساکن خویش یافتند واز انسوی سردار شیرین دلیخان خدایتظر خانرا در موضع زرموك ازراه القاب جای احداث قلعه
فرستاده واو در انجار فته قلعه متینی احداث کرده برواز خانهای اندرون قلعه را بردمهٔ لشکر ملکی علاقهٔ ارکون
و مردم خروتی نهاده امر آباد کردن نمود و یافتن از حواله داران نظام را بسر پرستی کار قلعه کاشته خود ازراه مراجعت
نزد سردار شیرین دلیخان شد ومطابق این ایام تقربیاً يك لك مرد مساج از لشکر ملکی وچهل فوج پیاده وسوارهٔ
نظامی وصد ضرب توپ که بامر وفرمان حضرت والا چنانچه بآید از هر طرف روی استیصال بسوی جبال مسکونهٔ
هزاره وحشی خصال نهاده وهر کدام بمقامی ازمواضع مستعده رسیده بمحاربه اقدام نمودند وازجمله بزرگان
طایفهٔ تركى وغلیخیل که متصل بجانب شرقی موطن هزاره قلندر جاغوری مسکن دارند ازهمه پیشتر بادو هزار
و چهار صدتن پیاده و سوار از دلیران پیکارکار که از هردوقوم مذکور راه تدمیر قوم شرير هزاره قلندر برگرفته
هنگامه آرای کارزار شدند و در موضع ابجه باهم در آویخته روزبیست ویکم وبیست و دوم وبیست وسوم ماه شوال
را بکشتن و کوشتن بسر برده یکصد وهشتاد تن از جنگ جویان ودلیران ترکی و غلیخیل از اصابت گلولهٔ تفنك
هزاره گان مقتول و مجروح گردیده بخرج وقلیل هزار گان بمشاهده نپیوست که چندتن بودند و افغانان باوجود
اینقدر مجروح ومقتول تا که کلوله و باروت ایشان تمام نگشت پس نگشته پشت بجنگ نداده مردانه بکوشیدند
وهزار گان چیره دست گردیده سی و دو نفر اشتر را که بیست نفر آن دولتی و دوازده نفرش مال رعیتی واز
دوست محمد نام غزنوی وهمه ازعلوفه سپاه بار بودند بغارت برده جسورانه جلوها همیکردند تا که کرنیل فرهادخان
با فوج نظام و توپخانه که همراه داشت از راه معاونت بسروقت دلیران افغان رسیده هزارکان را باتفاق ومساعدت
هم از پیش برداشتند ومظفرانه داخل علاقه قلندر شده فرو کش کردند وهزارگان که مغلوب ومنهزم کردیده
بودند بعضی در قلاع خویش جای گزیده در آمد شد ریستند وبرخی بکهسار خزیده از صدمهٔ تیغ خونریزسپاه
دولت بجسته بضدی التهاب نائره قتال در موضع قلندر فرونشست و آنگاه که حضرت والا رااز عریضه کرنیل
فرهاد خان بر تمام شدن گلوله و باروت افغانان ترکی و غلیخیل آگهی حاصل شد پروانه خان نائب سالار را که
در شهر کابل بود از پغمان فرمان کرده ده خروار کلوله و پنج خروار بوژن کابل باروت از دارالسلطنه حمل داده
در آنجا فرستاد و مقارن اینحال از عریضهٔ بزرگان مردم درانی قندهار چون محمد اعظم خان و امیرخان و محمد صدیق خان
وشیر احمد خان وغیره که نگار داده و ارسال پایه سریر سلطنت نموده بودند حالی رای والا شد که مابیان بمجرد
وصول فرامین و اشتهارات پادشاهی برمی وطغیان هزاره آگاهی حاصل کرده نزد سردار عبد الله خان حاضر
گردیده وبزرك و كوچك خویش ترغیب و تحریض جهاد نموده طریق غزا پیش گرفته و با وجود
فراهم شدن و روی تدمیر بسوی قوم شریر هزاره نهادن ایشان سردار عبد القدوس خان شرجی از شکوه
و شکایت ایشان معروض پیشگاه حضور اقدس بدون صدور خطا و کناهی نموده خواهد بود بنابران امید
عفو و آگهی دادن ازسویه ایشانرا داریم وحضرت والا در روزسه شنبه بیست و ششم شوال در پاسخ ایشان رقم فرموده
ارسال نمود که شکایت سردار عبدالقدوسخان از جاییست که مردم درانی صدهزار خانواراند و تجسد الى ششصد
تن ازراه ایلیت و قومی درهزارجات رفته باقی همه در خانه خود نشسته اند واکر چنانچه مردم پیوند و غیرت قومی
میداشتند ازدو خانه یك نفر گزیده بمعاونت دولت می بستند همانا شما همر از مردم جزار میشدند که دستم ازرون کار اشراف
هزاره کشیده وجود ایشانرا از مملکت افغانستان نیست و نابود میکردند و از نص مکنون خاطر والا که پیشهاد ضمیر
منیر دارد و میخواهد که اراضی و املاك هزار درا بمردم درانی بدهد آگاه میشدند زیرا که دولت انگلیس قدم تصرف
مقابله مردم
ترکی وغلیخیل
با مردم قلندر
هزاره
شرح عریضه
مردم درانيه
قندهار
و جوابیکه
حضرت والا
نگار داد
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
