Machine transcription
( ٧٥٥ )
( جلد سوم ) ( شرح سلطنت اعلیحضرت امیر عبدالرحمن خان ) ( سراج التواریخ )
با غوای همراهان روی از دولت و سعادت برتافته ابراء ضلالت نزد همراهان شتافته مردم باجاور را میخواستند که
در اسمار آورده با سپاه پادشاهی طرح مقاتلت اندازد چنانچه اکثر از تیره اتمونکان باجاور را در اسمار آورده
بعزم پیکار باستوار کردن کار خویش پرداخته دست و پائی میزد که سپهسالار بالشکری که در زیر رایت داشت راه
اسمار بر گرفته قلعه واقع کناریل را از کرد راه متصرف شد و باغیان هجوم آورده خواستند که پل را برداشته
عبور از اب را بر سپاه پادشاهی دشوار سازند اما سپهسالار فرصت نداده پل و هم دو جانب انرا نیز در قبضه تصرف
آورده اشرار باجاور و اسمار را از کاریکه اندیشیده بودند باز داشت و غلام خان خان اسمار از مشاهده اینحالت
نیروی ثبات و استقامت را در بازوی خود ندیده فرار اختیار کرد و سپهسالار از گریختن ان غدار اگاه گردیده نخست
جلاد خان و صاحبزاده محمد سعید خان را از جزره با حتیاط گسیل اسمار نمود که مبادا کروها شرار کیدی کرده باشند که سپاه
پادشاهی را دو چار خسارت کنند بعده که از گریختن غلام خان یقین حاصل کرد افواج قاهره را کوچ داده چاشتی داخل اسمار شده
بر حصول مرام فايض گشت و از عبریته او حضرت والا را بر ماجرا اطلاع دست داده فرمان بنامش اصدار فرمود که
در مواضع مستعده آنجا محافظ خانها و قلاع جنگی احداث و آباد نماید تا از امداد سپاه در محافظ پارس کاشته ان مردم
سر کش را از کشی و اکش بازدارند تا فتنه روی کار نیارند و سپهسالار در اسمار و نواحی ان محافظ خانهای عدیده
تعمیر و آباد کرده کار انحدود را راست کرد و در روز بیست و ششم ماه شعبان محمد یوسف خان بن ناظر محمود
خان بفرمان حضرت والا از حکومت مهمند دره معزول شده عبدالله خان بارکزائی مأمور حکومت انجا گشت
و در خلال اینحال در روز بیست و هفتم ماه شعبان سردار شیرندل خان که مشغول تنبیه و تهدید سر کشان قوم | شرح حال
جدران بود با صد سوار از راه مشاهده مواضع دشوار گذر کهسار مردم جدران و آبادانی و قرای ایشان از لشکرگاه | متصردین
بیرون شده و نقاط جنك گاه و جایهای حرکت و فرود آمدن سپاه را دیده و معین کرده باز گشت و لشکر ملکی | جدران
مردم کردیز را مأمور برفتن و اقامت گزیدن در موضع وزی لالا واقع سرحد قوم سافر خیل که در اخیر موطن
مردم مین زائیست کرد تا اگر محاربه و مقاتله روی دهد ایشان انطرف را استوار داشته محکم و پایدار باشند و فردای
روز مذکور تا سر کوتل المره رفته و جای محافظت را تعیین کرده از امداد مردم دره وال بر سر کوتل محافظت کاشته
دو سه روزی با یدامن توقف مجید چنانچه بکار پرداختن و مردم جدران را مستمال ساختن انسر دار ستوده
کار بتقریب رفمزد كلك بيان خواهد کشت انشاء الله تعالی و مقارن اینحال که اغتشاش و اختلاف کوهستان
نواحی اسمار بروی کار و سپهسالار غلام حیدر خان چنانچه گذشت در نظم و نسق ان گرفتار و هم
گفتگوی باجاور بادولت انگلیس در میان بود مردم ماموند و کا کا زائی سکنه باجاور که از گفتگوی
دولتی در باب آن علاقه بخبر بودند و هم کار گذاران دولت انگلیس ایشانرا فریفته ترغیب بر مخالفت مداخله | متوهم شدن
سپاه ایندولت کرده از تصرف امیر اسلام ترعیب (١) می نمودند از فتح اسمار خائف گردیده جمع غفیری از راه | مردم با جاور
از فتح اسمار
مدافعت افواج قاهره که فسخ عزم تسخیر باجاور چنانچه گذشت کرده بودند در دره شرن فراهم شده بصفرا
خان پیام دادند که بالشکری خویش طریق معاضدت پیش گرفته با تفاق هم بمقاتله عسکر پادشاهی گرایند و راه افواج | ( ١ ) ترغیب
متصرفه اسمار را تنگ گرفته اهنگ بیرون گردش از علاقه مذکوره نمایند و ازین عزم و اراده ان عاقبت نیندیشان | و سایئدن
بصفدر خان ناوکی اگاه گشته از راه اسلامیت و خدمت دولت کسی نزد ایشان فرستاده پیام داد که از اندیشه که | چنانچه رعب
کرده اید در گذشته غوامض ومساکن خود باز گردند والا اگر خیره چشمی را پیشه خود ساخته برا کنده | ترسیدن
نشوید مترصد تاخت و تاز او باشند تاهر کارا خدا باز باشد اختر نامش مدد کار آید و هنوز آن مردم جواب لا | است
و نعمی بصفدر خان نداده بودند که حضرت والا از عريضه سپهسالار غلام حیدر خان و واقعه نکاران کوهستان
باین ماجرا آگاه گردیده بر آشفت و سپهسالار غلام حیدر خانرا فرمان کرد که نگران کردار و رفتار مردم باجاور
بوده هر گاه که قدم جسارت پیشنهاد سبقت در محاربت کنند ایشانرا سخت جزا داده لیکن در حات هزیمت ایشان
چون گفتکوی علاقه باجاور بادولت انگلیس در میانست در اندرون علاقه باجاور از قفای ایشان نتازد تا قبل
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
