Machine transcription
( ٧٤٩ )
( جلد سوم ) ( شرح سلطنت اعلیحضرت امیر عبدالرحمن خان ) ( سراج التواريخ )
سردار جهان دل خان پسر كوچك سردار شيرندل خان ومحمد اسلم خان بن مير اكبر خان كوهستانی بحكومت
گریز و وزمت سرفراز گردیده از کابل در محل حکومتش رفت و هم در ینوقت داكتر جان كره نام که
از حضور انور والا رخصت حاصل کرده در موطن و مسکنش رفته بود مدت ایام رخصتش بسر رسیده از راه
خدمت بعزم تقبيل سدهٔ علیای سلطنت وارد پشاور شده از عریضه او بسمع فيض مجمع حضرت والا رسيده
از ورودش در انجا اطلاع دست داده قافله باشی مقیم پشاور ومحمد حسین خان حارس دکه و حکمران جلال آباد را
فرمان رفته وایشان زاد راه وراحلهٔ او را داده يك بديگری رسانیده وارد کابل کشت وسر بآستان سپهر
نشان سوده بخدمتیکه داشت مشغول شد و هم درین هنگام مرض و با که از دیرگاه در کابل بود سرایت کرده در هرات
نیز حادث شد و مقارن این حال از حضور اقدس هشتصد و سی وسه روپیه کابلی ويك ثلث روپیه برای ایشيك آقاسی
دوست محمد خان که بامر سردار محمد علیخان مرحوم حکم ران قندهار خبر فتح هزار جات را چنانچه گذشت
بپایهٔ سریر سلطنت رسانیده تنخواه معین گردیده امرشد که در نزد سردار عبدالقدوس خان رفته با یما واشاره
او بخدماتیکه مأمور کند پرداخته روز بسر برد و هم درین وقت از عریضهٔ سید محمد شاه خان بن سید نور محمد شاه
خان مرحوم قوشاعی صدر اعظم زمان امارت اعلیحضرت امیر شیر علیخان مغفور بگوش کذب نیایوش حضرت
والا رسید که سید موصوف در وقت ورود سردار محمد ایوب خان در قندهار با او از راه ظاهر جهت حفظ
جان و مالش قدم خدمت پیش نهاده و پس از هزیمت یافتن و راه فرار جانب مملکت ایران پیش گرفتن آن سردار
نامدار والا تبار از پرتو نزول افکندن مهر جمال شهریار عدالت شعار در قندهار خوفناك گرديده راه وادى
گمنامی نوردیده در طایفهٔ قوشنج که موطن اصلی ومسکن آبائی اوست جای نا کامی گزید استدعای اجازت باز
گشت جانب قندهار و کابل را نموده است و حضرت والا جوابی را که برای او ارقام وارسال فرموده نمایش را
بپذیرفت انشاء الله در محلش رقم خواهد شد
مذاکره کارگزاران دولت انگلیس
( در باب باجاور وسر گذشت سپه سالار )
و از انسوی کار گذاران دولت انگلیس از عزم حضرت والا که در باب تسخیر باجاور وتدمير عمرا خان
مصمم گردیده و سپسالار غلام حیدر خان را چنانچه گذشت مامور تسخیر آنجا و اسمار وکافرستان وغيره متمردین
نگوهیده خویان فرموده بود خبر یافته قدم بصفحه ممانعت نهاده بقلم موانست مراسمهٔ انکار داده نزد حضرت
والا فرستادند که دولت انگلیس از سیر وسلوك دوستانه خیر وانهٔ حضرت والا ملتمس آنست که اگر چه باجاور
از مضافات جلال آباد و خاك افغانستا نست بلحاظ مودت و مصلحتيكه دولتین را در میان است از تسخیر باجاور
صرف نظر فرموده لشکر بدانجا كشيل ندارد و حضرت والا که ضمیر منيرش آئینهٔ جهان نما را مصقل زنگ زدا
بود در روز دهم ماه رجب سپهسالار غلام حیدر خان را ارقام و اعلام فرمود که با سپاهیگه همراه دارد داخل دره
پیچ شده و پیچ شرارت آنمردم را با انگشت تدبیر کشوده و اسلحهٔ حرب را بنام از ایشان گرفته اسمار را نیز
در تصرف آورده نظم و نسق بروی کار مردم سکنه آن جبال نهاده تسخیر باجاور را معطل با راز امور مکنونه
خواطر کار گذاران دولت انگلیس گذارد تا از مذاکرهٔ که آغاز کرده اند مکشوف گردد که خواهشیکه در باب
ترك تسخیر باجاور کرده اند از در مکیدت (۱) است یا راه دوستی ومصلحت و سپهسالار غلام حیدر خان پس از پرتو
وصول افگندن این فرمان ترك تسخیر باجاور را گفته راه استمالت مردم دره پیچ و اسمار را همچنان که در نورد
بود بر گرفته دست بکار تنبیه و تهدید اشرار برد و هم مقارن این حال عریضهٔ غلام خان پسر سابقه خان اسمار
که برادرش را جلاد نامی بقتل رسانیده و زمام نزدیگ انجار ابدست خود گرفته و از تصرف او عمر اخان برون کشیده
خود تصرف کرده بود بپایه سریر سلطنت رسیده از مطالعه ساطعه حضرت والانشرف گذارش یافته چون بپردخته امور
تربیت خودرا خواهش کرده بود در روز دهم مذکور ماه رجب برای او نگار فرمود که نز د سپهسالار شده بر طبق گفتار او
آمدن
داکترجان
گره در
کابل
حدوث و با
در هرات
تعین
مواجب
ایشيك
آقاسی
دوست محمد
خان
پذیرفته
نگشتن عرض
واستد عای
سید محمد
شاه خان
ممانعت
نمودن
انگلیسان
حضرت والا
را زبان
دوستی از
تسخیر
باجاور
(۱) مکیدت
کید ومکر
شرح عریضهٔ
خان اسمار
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
