Machine transcription
( ۷۳۸ )
( جلد سوم ) ( شرح سلطنت اعلیحضرت امیر عبدالرحمن خان ) ( سراج التواريخ )
در روز ورود ایشان بخاک افغانستان بدست هريك از حجاج بآويز دخولش را بی مزاحمت نوشته بدهند که هر گاه این سند را نداشته باشد نیز گرفتار شود که فته بر روی کار نیارد و در نفس الامر جاسوس دولت روس بوده شرح سرگذشت خود را حاجی نام نهده وازانسوی سردار عبدالقدوس خان که راه ارزکان چنانچه گذشت بر گرفته بود داخل سردار عبد علاقه چوره شده لشکريك از مردم بامیان و هزاره دای زنگی ودای کندی از راه خدمت دولت فراهم شده القدوس خان و هر کدام در مقامی بامر خود او مقیم بودند ره نورد وادی خدمت گردیده برکاب ظفر انتساب او پیوستند در عرض راه واو بعضی از مردم دای کندی را که بواسطه عیال واطفال میران متمرد ایشان که باغلام حسین خان کدخدار ارزکان چنانچه گذشت پرخاش کرده و گرفتار گردیده در کابل آمده بودند و سردار مغزی الیه عیال و اطفال آنها را سپرده محمد حسين بيك بن یوسف بيك لعل کرده ایشان نزد رد این کار که مایه روز کار میران ایشان شد از سعادت و اقبال روی برتافته و چند هزار روپیه بغلام حسین خان کدخدار رشوه داده از لشکر دادن ایلجاری تقاعد ورزیده بودند اسلحه همه را گرفته خود ایشانرا در اردو نگاهداشت که در وقت حاجت همه را بکشکاری کاشته محافظ خانه و غیره را تعمیر و آبادی کنند و پس از نظم ونسق علاقه چوره دوصد تن پیاده ساخلو مامور باقامه هزاره دای کندی کرده کرنیل محمد الله خانرا که بافواج پیاده نظام و توپخانه در علاقه شهرستان بود نامه فرستاده پیام داد که همچنان مقیم شهرستان بوده بدستیاری خود تا مردم سنگر جدیدی بدور اردویش برافرازد و او این امر سردار عبدالقدوس خانرا سندی با کی خویش ساخته و بافواج جور وتعدی سنگری برافراشت و تا مردم که جدید رشته اطاعت را بگردن نهاده و گاهی چوب محصل را ندیده بودند همه را بیزاری ترجیح داده جویای فرصت بغاوت شدند چنانچه تمرد و شوریدن ایشان در محلش مرقوم خواهد شد انشاء الله تعالی و سردار عبدالقدوس خان از چوره راه منزل مقصود برگرفته چون وارد علاقه چنار تو شد در روز هفدهم ماه صفر مردم انجا که سر بر خط فرمان نهاده و از محبوس کردن کرنیل فرهاد خان چند تن از مردم پته وشیرداغ را که از پیش گذشت شنیده بودند از واهمه و هراس آنکه سردار عبدالقدوس خان نیز مثل او ایشانرا گرفتار خواهد کرد بکوی جهالت برشدند و از وحشت يكبك تفنك جانب افواج پادشاهی که در تحت رایت آن سردار نامدار ستوده کردار قرار داشتند کشاد همیدادند تا که دلیران سپاه کینه خواه از تفنك زدن هزاره کان روسیاه بخشم آمده بی امر سردار موصوف حمله کرده ده تن از پرشده کان کوه ضلالت را بقتل رسانیدند و سردار عبد القدوس خان ازین حمله دلیران سپاه گرفته خاطر شده بامت سپاه را از حمله خود سرانه تنبیها منع فرموده سخنان عتاب آمیز بر زبان راند و ایشانرا طلب نموده دوصدتن از پیاده کان ساخلو را با ششصد تن از لشکر ملکی افغان و هزاره علاقه دهراود امر کرد که در قلاع کوه پرشدکان در شده جای گزیند و سرتیپ میرزا محمد خانرا بسالاری ایشان نامزد نمود چنانچه ایشان در قلاع آن دهستان رفته و ایشانرا مطیع و منقاد پنداشته در بیرون قلاع بار اقامت کشودند و هزاره کان دور از خرد که پاس مروت نشناسند از درد آنکه ده تن از ایشان مقتول شده بود شبیخون زده دوازده تن از ایشان کشته کشته از پیاد کان ساخلو يكتن مقتول ودوتن مجروح گردیده در میان کار هزاره کان خائیانه پس خزیدند و در وقت بازگشتن بیست نفر اشتر از بار برداری اثقال اردورا در تاریکی شب بغارت بردند و از انسوی کرنیل فرهاد خان که پس از فتح هر دو قلعه جار برجه و شش برجه مردم زاولی چنانچه گذشت راه ارزکان بر گرفته و در موضع آب پران رسیده بود بعضی از اشرار ناو هیده کردار سر از جیب تمرد کشیده در موضع زردك ره نورد پیکار شدند و آخر الامر نیروی کارزار را در بازوی خود ندیده هزیمت یافتند و چند تن از ایشان گرفتار دست دلیران سپاه نصرت دثار گشته کرنیل فرهاد خان همه ایشان را که نه تن بودند رهسپار عدم گردانید و يك صد و پنجاه تن از مردان و زنان ایشانرا که اسیر گرفته بود مردان را بقل و زنجیر انداخته بدست سپاهیان نظام سپرده علاقه زاولی وسلطان احمد را از وجود اشرار خالی کرده و چیزی از سپاه را بحفاظت هر دو علاقه کاشته خود راه ارزکان پیش گرفت و مقادن اینحال مكتوب خسارت اسلوی از ملا عبدالغنی نام قاضی محکمه شرعیه علاقه غوری بدست کارگزاران پایه سریر سلطنت رسیده از مطالعه ساطعه حضرت والا شرف گذارش
خسارت قاضی غوری
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
