Machine transcription
( ٧٣٦ )
( جلد سوم ) ( شرح سلطنت اعلیحضرت امیر عبدالرحمن خان ) ( سراج التواریخ )
گرفته و پس از فیصله کار بخود ایشان بدهد تا خبر دولت ترا چون در میان کار بود باین امر ندانسته همه ترا
بتوسط محصلان کرنیل فرهاد خان و بزرگان مردم ملاخیل کوچی افغان که از دست مردم هزاره در تنگ و دلی پر حرمان
بودند فراهم کرده در کابل فرستاد و در وقت گرفتن اسلحه عذاب و عقاب گوناگون که از حوصله طاقت بیرون بود
پذیرفته
با آن مردم رسانیدند تا که ایشان را دوباره بوادی بغاوت چنانچه بیاید رسانیدند و مقارن اینحال سردار محمد علیخان
شکستن حکمران قندهار در روز چهاردهم و رودش دران دیار بروزسیزدهم ماه محرم عریضه بنگار پایه سرير سلطنت شده
عریضه خواهش کرد که چون مردم قزلباش با مردم هزاره اهل یکمذهب و دارای اینمشرب یکنشر بند اسلحه و آلات حرب از ایشان
حکمران
گرفته و بمردم افغان داده شود که هم مردم افغان سکنه شهر قندهار سلاح دار شوند و هم مردم هزاره ازین امر خبردار گردیده قندهار
از معاونت قزلباشیه ناامید گردیده ره نورد پیکار نشوند و حضرت والا این خواهش او را نپذیرفته ارقام و اعلامش فرمود
که در هنگامیکه مردم قزلباش از یاغیان افغان کوچی و بادیه نشین سلاح جنگ میگرفتند و همچنین در زمان
استیلای دولت انگلیس اسلحه بدست میآوردند مردم افغانرا چه شده بود که از راه نام و ننك سلاح جنك
حاصل نکردند حالا کسی را باسلحه مردم قزلباشیه قندهار دخلی نیست واحدی تعلق ندارد که سلاح آنمردم
اطاعت را بگیرد و همدر خلال این احوال غلام رسول خان معروف برسول خان هزاره شوی و بویائی نامه از راه
ورزیدن
اطاعت نزد قاضی کلات فرستاده پیام داد که کسی را نزد او فرستاده عهد نامه اطاعتش را بحکمران قندهار رسول خان رساند و او ملا حبیب الله و عطا محمد خان نامان را نزد او گسیل داشته و او قلاده سر بر خط فرمان نهادن را بگردن هزاره
طوع و رغبت نهاده و عهد نامه نگار داده مصحوب پسر و دو تن نوکرش و فرستادگان قاضی کلات نزد کم آنجا
فرستاد و او هم سه تن را با عهد نامه که با خود داشتند در قندهار روان کرد و چون در عهد نامه و عریضه او
مرقوم بود که هرگاه مردم ارزگان وغیره چنانچه باید راه اطاعت نه پیمایند مردم تنوعی وهودکی را از راه هزاره
شوی و بویائی نگذارند تا اتفاق و نیروی بازوی هم دمار از روزگار هزارگانیکه اطاعت نکنند بر آرند حکمران
قندهار پسر او را خلعت گرانمایه عطا کرده رخصت مراجعت داد و پدر او پس از عهديكه موثق داشت کمر
بخدمت دولت شاد بست و در اثنای اینحال هفتاد و پنج تن از بزرگان طایفه مقبل را که سردار شیرندل خان
بهدایت و استمالت از دیگر اشرار قوم منگل کنار کرده رهسپار کابل ساخته بود شرف بار حاصل نموده حضرت
والا همه را از عطای سه صد روپیه کابلی جهت زادراه دل بجا آورده رخصت بازگشت داد و ایشان در روز
بیستم ماه محرم از کابل رهسپار دیار خویش شدند و در روز بیست و دوم ماه محرم از تغیر خواجه سلطان محمد
خان ملك سعيد احمد خان در غجائی بحکومت لهو گرد سرافراز گردید از کابل در آنجا رفته بکار حکومت آنجا
انعقاد عقد مواظب گشت و در خلال اینحال حسام الدین خان از حضور انور والا بمنصب میرشی قندهار سرافراز گردیده
منکوحت دختر در روز بیست و دوم مذكور ماه مزبور وارد آن دیار شده بکار مرجوعه خویشش پرداخت و همدرین اوقات دختر میر ابوطالب خان
میر ابوطالب خان اثر انعقاد عقد مزاوجتش باذات خجسته صفات حضرت والا قرین فخر و مباهات گردیده هم
زانوی بانوان مشکوی حرم عفت توام پادشاهی گشت و پدرش میر ابوطالب خان که از جهت قطع محاسبات حرم با احترام
والده شهزاده محمد عمر خان که زمانی سررشته دار امورات این بانوی پرده عصمت بود و مامور سردفتری و حکومت
آقچه شده همرکاب حضرت والا در کابل آمده بود حسابات زمان کارداری خویش را بپای برده در روز سلخ ماه محرم
اجازت رفتن در آقچه را از حضور اقدس حاصل کرده و سنجش امور ملکی شبرغان و اند خود نیز تفویض وی گردیده
بخواهش او میرزا عبدالله خان برادر میرزا عبد اللطیف خان منشی حضور فیض گنجور شهزاده آزاده سردار
حبیب الله خان ومیرزا یوسف علی خان مرادخانی و میر زاحسن علی خان هزاره بزیر دستی او مامور گردیده از کابل در
مامور شدن
ترکستان رفتند و همدرینروز کلب حسین خان بن جمشید خان هزاره جاغوری که در سلك پيشخدمتان دربار معلى
علی محمدخان طریق خدمت می پیمود از حضور معدلت دستور انوروالا مأمور بمیزی مردم تلخفرغان که غرض و استغاثت ایشان معدن سرب
پایه سرير سلطنت رسیده بود گشت و در روز دوم ماه صفر علی محمد خان که بمنصب بر گد اعزازی سرافرازی و لاجورد
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
