Machine transcription
( ٧٣٣ )
( جلد سوم ) ( شرح سلطنت اعلیحضرت امیر عبد الرحمن خان ) ( سراج التواريخ )
کشیده و مردم ده آگاه شده آن سپاهی را در عین مباشرت کار ناروا گرفتار ساخته بربیمانی محکم بربستند که
در نزد سردار عبد القدوس خان برده عرض حال کنند وزوجه مذکوره با آنکه مجبورش کرده بود از شرمساری
فرار اختیار کرده مفقودالخبر ومعدوم الاثر گشت و آن سپاهی بخوبی که دانست و چاره که توانست خود را
از گرفتاری خلاص کرد اما تمامت مردم هزاره را ازین حرکتش در هراس انداخت که البته سپاهیان نظام
همواره بدین گونه امور قبیحه اقدام خواهند نمود وازا نسوی سردار عبد القدوس خان از قامت بزرگان هزاره ظفر بند شدن
باغیستان که بواسطه اندرزنامهای نیکو بیان حضرت والا سر بر خط فرمان نهاده از راه اطاعت در نزدش حاضر بزرگان
شده بودند قبل از آنکه بگرفتن اسلحه حربیه آ نمر دم پردازد کلب حسین خان وعزیز مهتر وعلی شاه وملاحسن هزاره بای
وامیر محمد وسید امیرخان بزرگان طایفه سلطان احمد وقدم مهتر ومیر محمد جعفر ومامه زوار وكلحسن و خیرالله
وميرزا فيض الله ومحمود وابراهیم اعیان طایفۀ زاولی ودرۀ پهلوان معروف بپالان ارزکان را با چند تن از سر کرد
گان مردم نيك روز علاقه خود ارزگان چون علی کوهـی وعلی نقی و علی بخش وغیره وسی تن از احاد و افراد رعیتی
از راه دهلوی کابل کابل کرد و آنها بپای بست شرفیاب شدن خودها را بحضور انوروالا نیکو دانسته هر کدام
بقدر اس اسب ارز کانی که در حسن و رفتار تالی (١) اسپان ختلی بود برسم هدیه و تعارف با خود در کابل آورده چون (۱) تالی یعنی
باریاب شدن امتیازاً پیش کشیده خود ایشان در چکمه کوتوالی نظر بند گردیده اسپان ایشان تفویض سردار تابع و پیوسته
عبدالله خان سر کردۀ دواب ومواشی دولتی شدند و سی تن از مردم رعیتی که بترك كش (٢) اسپان بودند رخصت باز گشت (۲) ترك
یافته احوال نظر بند آوا ساز ماندگان ایشان بر سایرین و از بیختی مردم هزاره که کاهی بعتاب وعقاب راغب ده بود ند بسی
اسپی است که
خوفناک شدند اما چون حضرت والا بنا بر حزم و احتیاط و ملاحظۀ پاداش کار که مبادا اجرای تکالیف پادشاهی در طبیعت است و مجازاً
کش بمعنی پیشبرد
و قراول سپاه
ایشان ناگوار افتاده مصدر فتنه شوند ایشانرا از رفتن باز داشته نظر بند فرمود ولیکن آنمردم وحشی صفت ازین امر اسپی است که
و امور دیگر که روی داد مرتكب فتنه وشر شده چنانچه بیاید قتل و تاراج شدند و بباد رفتند ومقارن اینحال ملا یوسف در پیش روی
خان رستاقی کوتوال سابق قندهار که بسر کردگی تحویل خانهای کار خانه دولتی معروف بمشین خانه سرافراز پادشاهان
گردیده و از خیانت و سرقتیکه مباشر شده بود معزول شده از غبن او سردار محمد یوسف خان حکمران سابق میکشند و در
فراه و این امیر کبیر خلد مسیر امیر دوست محمد خان از حضور اقدس والا بسر کردگی کل کار خانه موصوفه عربی آرا
جنبت گویند
مأمور گشت و همدرین هنگام یکصد و چهل و شش تن از علماء و بزرگان مردم افریدی از راه طلب اجازت وارد
کابل شده چون باریاب گشتند بعز عرض رسانیده خواستار اجازت شدند که بمحافظ خانهای دولت انگلیس مامور شدن
که در چند موضع از نقاط سرحد بنیاد نهاده و هريك را باعداد محافظ استحکام داده است بتازند و محافظ خانها را سردار محمد
خراب و حارسین آنها را مقتول و منهوب سازند و حضرت والا همه را از عطای خلعت و پنج هزار و نهصد و یوسف خان
سیزده روپیه نقد دل بجای آورده اندرز و نصیحت فرمود که هر چند غلم بحال آ نقوم حاصل است که باشارۀ به کار خانه
دولتی
دولت افغانستان بدولت انگلیس نمیجنگند و همچنین بمنع ایندولت از تاخت و غارت کردن دست باز نمیکشند
باری اگر راست میگویند زنهار راهیکه خلاف بهبود جمهور و از صلاح و صواب دور باشد نپویند و بادولت
انگلیس تا که دوست ایندولت است وسوء ظنی بروی روز نیفتد بجز راستی چیزی دیگر نگویند والا اگر باز داشتن
حضرت والا در باطن عزمی دارند و بامر و نهی ایندولت کاری را اجرا و بترك نمی نمایند پس دولت را از کردار ناشایست مردم افریدی
خویش مسئول دولتیکه طریق دوستی می پیماید نسازند خلاصه از ینگونه اندرزها گفته ایشان را رخصت مراجعت را از شرارت
داده بنیاز ماندگان ایشان كلمات مذکوره را رقم فرموده بدست ایشان فرستاد و در خلال این احوال سردار محمد وبدی در دیار هنددار
علی خان حکمران قندهار که در روز چهاردهم ماه ذی الحجه چنانچه گذشت از کابل رهسپار شده بود در روز مأمور کردن محراب
علی خان بگر شیدن گور گندی
بیست و هفتم ماه مزبور وارد آندیار شده بکار حکومت پرداخت و همدرین روز سیزده خانه وار که بدخواه
بعضی از دولت بودند و مرد وزن و پسر و دختر همه شصت و چهار نفر میشدند بامر حضرت والا از موضع نرخ واقع اشرار وبد
میدان کابل کوچ داده مأمور باقامه خان آباد قطغن شدند و همچنین هشت خانوار از مردم اشرار سکنة لغمان خواهان
که سی و هشت تن مرد و زن بودند مأمور تالقان گردیدند که در آنجا بفلاحت و زراعت روز بسر برند وسی و دولت
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
